<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://olum-qurani.loxblog.com</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com</link>
<description>مطالب قرانی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>قران وپزشکی</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وپزشکی</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وپزشکی</guid>

<description><![CDATA[
در قرآن کریم درباره ویژگی های جسمانی انسان آیات زیبا
و فراوانی وجود دارد که امروزه از منظر علم
پزشکی جالب توجه می باشند. خداوند متعال دستور داده است 
که به بعد جسمانی انسان توجه
داشته باشیم: &laquo;فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ&raquo;1؛ 
&laquo;انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است&raquo;. اين
نگريستن افق هايى از معرفت را در برابر انسان مى گشايد
، چه از اين طريق به حقيقت خود پی می
برد که از مایعی پست و بی مقدار خلق شده است:
&laquo;أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهين &raquo;2 و از همان ابتدا
موجودی مخلوق و وابسته به پروردگاری است که 
نیازهای او را برآورده سازد و بدین ترتیب از تاريكي
هاى غرور و كبر و خود بزرگ بينى خارج می شود
و به نور واقعيت و فروتنى در برابر خالق خود راه
میيابد.&nbsp; 
و نيز با نظر كردن به آغاز پيدايش بداند که معاد امکان پذیر است 
و خدایی که برای بار اول این موجود را
خلق کرده، بار دیگر نیز بر این امر توانا است و مرگ پایان کار نیست:
&laquo;أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ
نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبينٌ وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ 
نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ قُلْ يُحْييهَا
الَّذي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ&raquo;3؛ 
&laquo;مگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه اى آفريده
ايم، پس بناگاه وى ستيزه جويى آشكار شده است.
و براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش
كرد گفت: چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى بخشد؟
بگو: همان كسى
كه نخستين بار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه ] آفرينشى داناست&raquo;.
به این ترتیب توجه بعد جسمانی، می تواند مقدمه ای باشد 
برای توجه به بعد روحانی انسان و
معرفت نفس که در معارف ما به عنوان پرسودترین معارف نام برده شده است:
&laquo;مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ
عَرَفَ رَبَّه &raquo;4؛ 
&laquo;هر کس که خود را شناخت پروردگارش را شناخته است&raquo;.
این مسائل از این حقیقت
نشأت می گیرد که خداوند متعال جان انسان را جایگاهی
برای آیات انفسی خود قرار داده در کنار آیات
آفاقی که در سراسر هستی پراکنده اند: 
&laquo;سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في&nbsp; أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ
أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى&nbsp; كُلِّ شَيْ ءٍ شَهيد&raquo;5
؛ &laquo;به زودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان
و در درون جانشان به آن ها نشان مى دهيم 
تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است آيا كافى نيست
كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟&raquo;.
&nbsp;
&nbsp;
آغاز آفرینش انسان در دوران جنینیدرباره منشأ آفرینش موجودات زنده و به خصوص انسان از دیدگاه قرآن که در آیاتی منشأ خلقت انسان را از خاک، آب و گِل معرفی می کند، در بحث &laquo;قرآن و زیست شناسی&raquo; بحث خواهیم کرد اما آن چه که اینجا مورد توجه ما است مطالبی از قرآن کریم است که مربوط به علم پزشکی می شود. از نظر پزشکی، آفرینش موجود زنده ای به نام انسان، از دوران داخل رحمی شروع می شود که در این دوره، مقدمات قدم نهادن او به روی زمین فراهم می شود. در رویان شناسی (Embryology) هر ماه، 28 روز و مدت زندگی داخل رحمی، 10 ماه یعنی 280 روز است و این مدت را به سه دوره تقسیم می کنند:1-دوره تخمی (Zygotic Period) که از ابتدای لقاح تا آخر هفته دوم است.2-دوره رویانی (Embryonic Period) که از آخر هفته دوم تا آخر ماه دوم بارداری است.3-دوره جنینی (Fetal Period) که از آخر ماه دوم بارداری تا موقع تولد است6.این تقسیم بندی ملاک خاص خود را دارد و توضیحات بیشتر راجع به آن در خلال مطالب خواهد آمد اما بایستی توجه داشته باشیم که قرآن کریم دوران رشد داخل رحمی را با ملاک خاص خود تقسیم بندی نموده و برای خود دارای اصطلاحاتی است که امکان انطباق آن با اصطلاحات و تقسیم بندی رویان شناسی وجود دارد.ما در این جا، اصطلاحات قرآن کریم را معیار قرار داده و به بیان دیدگاه قرآن کریم درباره سیر تحول خلقت انسان در دوران داخل رحمی می پردازیم و در کنار آن، به دستاوردهای جدید علم پزشکی نیز اشاره خواهیم کرد.&nbsp;
خلقت انسان از آب جهندهدر آیه ای خداوند می&zwnj;فرماید که انسان از آب جهنده ای خلق شده است: &laquo;خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ&raquo;7؛ &laquo;[انسان] از یک آب جهنده آفریده شده است&raquo;. &laquo;اين توصيفى است براى نطفه مرد كه در آب منى شناور است، و به هنگام بيرون آمدن جهش دارد&raquo;8. در طی فرآیند تماس جنسی، سلولهای اسپرم وارد دستگاه تناسلی زنانه می شوند. در آیه بعد می فرماید: &laquo;يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِب &raquo;9؛ &laquo;از ميان صلب و ترائب خارج مى شود&raquo;. &laquo;صُلب&raquo; در لغت به معنی سخت و محکم است10 و به استخوان های ستون مهره نیز که سخت و محکم هستند اطلاق می شود11. &laquo;تَرائِب &raquo; جمع تریبه به استخوان های سینه گفته می شود12.در تعیین فاعل فعل &laquo;يَخْرُجُ&raquo;، بین مفسرین اختلاف نظر وجود دارد. برخی از مفسرین اعتقاد دارند که فاعل آن، &laquo;مَاءٍ دَافِقٍ&raquo; است که در آیه قبل آمده و این جمله توصیفی برای آن است. برخی دیگر از مفسرین این نظر را دارند که فاعل آن &laquo;اَلْإِنْسَان&raquo; است که دو آیه قبل تر ذکر شده است. بر اساس هر دو نظر، تفسیر آیه نیز متفاوت می شود.بر اساس قول اول که فاعل &laquo;يَخْرُجُ&raquo; را &laquo;مَاءٍ دَافِقٍ&raquo; می داند، از آن جا که این آب، متعلق به مرد است، صُلب و تَرائِب نیز باید متعلق به مرد باشد. در این صورت یا قرآن کریم با این الفاظ که بر محل عضو تناسلی مرد دلالت می کنند، به خاطر رعایت ادب در بیان مسایل جنسی از آوردن نام این عضو خودداری کرده و از آن با کنایه یاد کرده است13 و یا این که اشاره به نکته علمی دقیقی می کند که امروزه در جنین شناسی مطرح است و آن نکته این است که قبل از شش ماهگی جنین، جای اولیه غدد جنسی، پشت و انتهای ستون فقرات آن است که پس از شش ماهگی در پسر به پایین كشیده شده و در پوسته&zwnj;ی بیضه قرار می&zwnj;گیرند و به وضع عادی در می&zwnj;آیند و در دختر نیز اندکی جابجا شده و در دو طرف پهلو جایگزین می&zwnj;شوند14. از این رو بیان خروج آب جهنده از بین صلب و ترائب اشاره به خاستگاه اصلی غدد جنسی مرد دارد که شکل گیری اولیه شان در بین ستون مهره ها و استخوانهای سینه، صورت گرفته است.بر اساس قول دوم که فاعل &laquo;يَخْرُجُ&raquo; را انسان بدانیم، صُلب و تَرائِب مربوط به زن می شود و مشخص است که نوزاد انسان در رحم مادر بین استخوان های ستون فقرات و سینه او رشد کرده و در هنگام تولد از آن جا خارج می شود15.&nbsp;
خلقت انسان از نطفهدر قرآن کریم در موارد متعددی خداوند متعال خلفت انسان را از نطفه معرفی می کند. از آن جمله می فرماید: &laquo;أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبين&raquo; 16؛ &laquo;آيا انسان ندید كه ما او را از نطفه خلق كرديم؟ آن گاه او (به جاى شكر) دشمنی آشكار گرديد؟&raquo;. نطفه در لغت به معنای آب صاف کم یا زیاد که روان باشد گفته می شود17 و در اصطلاح قرآنی، در دو معنا به کار رفته که با توجه به قرائن میتوان معنای مدنظر را تعیین نمود: الف) به معنای سلول جنسی مرد یا مَنی که در اصطلاح علمی به آن &laquo;اسپرم&raquo; (sperm) گفته می شود؛ ب) سلولی که از ترکیب سلول جنسی مرد با سلول جنسی زن یعنی &laquo;تخمك&raquo; (ovum) ساخته شده و به آن، &laquo;سلول تخم&raquo; (zygote) گفته می شود.به عنوان مثال برای مورد الف) میتوان به این آیه اشاره کرد: &laquo;مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى &raquo;18؛ &laquo;از نطفه اى هنگامى كه (در رحم) مى ريزد&raquo;. در این آیه، به قرینه &laquo;إِذا تُمْنى&raquo; پی میبریم که منظور از نطفه، منی مرد است. در این معنا، واژه نطفه معادل با عبارت &laquo;مَاءٍ دَافِق&raquo; (آب جهنده) است که در مورد قبل، به آن اشاره کردیم.مورد ب) یعنی استعمال نطفه در سلول تخم، موضوع مطالب آتی ما است که در ادامه به آن میپردازیم.خداوند متعال در آیه ای وصف &laquo;أَمْشاجٍ&raquo; را برای نطفه بیان می کند: &laquo;إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيرا&raquo;19؛ &laquo;ما آدمى را از نطفه اى مخلوط آفريديم، او را مى آزماييم و از اين رو شنوا و بينايش ساختيم &raquo;. &laquo;أَمْشاج&raquo; جمع &laquo;مَشج&raquo; يا جمع &laquo;مَشيج&raquo; به معنى شى ء مخلوط است. آفرينش انسان از &laquo;نطفه مخلوط&raquo; ممكن است اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن و تركيب اسپرماتوزئيد و اوول بوده باشد همان گونه كه در روايات اهل بيت (علیهم السلام) اجمالاً به آن اشاره شده است20. از آن جمله امام باقر (علیه السلام) در توضیح این آیه فرمود: &laquo;ماء الرجل و المرأة اختلطا جميعا&raquo;21؛ &laquo;آب مرد و زن با يكديگر آميخته شدند&raquo;. غالب اوقات اسپرم و تخمک در انتهاي لوله فالوپ (Fallopian tube) و ابتداي جسم رحم به يکديگر مي رسند (شکل 1). ترکیب سلول جنسی نر و ماده منجر به پیدایش سلولی به نام &laquo;تخم&raquo; (Zygote) می شود. این عمل را &laquo;لقاح&raquo; (Fertilization) می گویند. این لحظه آغاز دوره اول زندگی رحمی انسان محسوب می شود که در اصطلاح علم رویان شناسی آن را &laquo;دوره تخمی&raquo; (Zygotic Period) می نامند.از ميان چند ميليون اسپرماتوزوئيد، تنها يكى برای ترکیب با تخمک، كافى است. بعد از ورود اولين اسپرم به درون تخمک، اطراف تخمک بوسيله لايه پروتئيني غليظی پوشانده مي شود که اين لايه پروتيئيني به وسيله هيچ اسپرمي قابل خراب شدن نيست. بنابراين اسپرم هاي بعدي نخواهند توانست وارد تخمک بشوند. &nbsp;
شکل 1&nbsp;
نکته دیگر درباره نطفه این است که خداوند متعال می فرماید: &laquo;ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في&nbsp; قَرارٍ مَكين&raquo;22؛ &laquo;سپس آن را نطفه اى در جایگاهی استوار قرار داديم &raquo;. این آیه اشاره به قرار گرفتن تخم لقاح یافته در رحم مادر است. در عرض ۲ &zwnj;روز پس از لقاح، تخم سفر خود را از طریق لوله فالوپ به سمت رحم آغاز می کند که این امر با فعالیت عضلات جدار لوله میسر می شود. در همین زمان، تخم که تک سلول است، خود را مکرراً&zwnj; به سلولهای دیگر تقسیم می کند که به هر کدام از سلول های جدید بلاستومیر (blastomere) می گویند. پس از گذشت سه روز از لقاح، تعداد بلاستومیرها به حدود 16 سلول می رسد و توده ای از سلول ها، شبیه به توت می شود که به آن مُرولا (morula) می گویند. در روز چهارم، مایعی در میان این توده سلولی ایجاد می شود و مرولا را تبدیل به کُره ای میان تهی از تک لایه سلول و پر از مایع می کند که به آن بلاستوسیست (blastocyst) گفته می شود (شکل 2).
&nbsp;
شکل 2 &nbsp;
&nbsp;
این کره، در حدود 3 روز در فضای داخل رحم آزاد است و در طول این مدت به دو لایه متمایز بدل می شود: الف) لایه سلول های داخلی (inner cell mass) یا سلول های سازنده رویان (embryoblast) ب) لایه سلول های خارجی یا تروفوبلاست (trophoblast) (شکل 3).&nbsp;
شکل 3&nbsp;
بعد از آن، بلاستوسیت شروع به نفوذ در در سطح داخلی رحم موسوم به آندومتر (endometrium)، می کند که اصطلاحاً به آن &laquo;لانه گزینی&raquo; (implantation) می گویند. در قرآن کریم از این فرایند به واقع شدن نطفه در &laquo;قرار مکین&raquo; تعبیر شده است. این روند تقریباً از روز هفتم لقاح و از سمت آمبریوبلاست شروع می شود. در این موقعیت، سلول های تروفوبلاستی که در تماس با مخاط رحم قرار دارند، ضمن تقسیم شدن، به عمق مخاط رحم، پیشروی می کنند. این نفوذ در روز هشتم نیز ادامه یافته و روز نهم لقاح، روز پایان لانه گزینی است23 (شکل 4). &nbsp;
شکل 4&nbsp;
توده سلول رویانی با ادامه نفوذ در آندومتر، در عمق این بافت مخفی می شود و به تدریج آندومتر مجموعه جنینی را روکش می کند در حالی که یک اثر زخم مانند در آن جا باقی می ماند.با توجه به این مطالب فوق، چنین به نظر می رسد که واژه &laquo;نُطفَة&raquo; در قرآن کریم، مرحلهای از خلقت ابتدایی انسان است که به تخم لقاح یافته گفته می شود و این مرحله تا زمانی که سلول تخم به صورت امنی در جداره رحم، لانه گزینی می کند، ادامه دارد. &nbsp;
نقش اسپرم مرد در تعیین جنسیت جنیندر قرآن کریم آیاتی وجود دارد که امروزه از منظر علم پزشکی و ژنتیک، میتوانند جالب توجه باشند و آن آیاتی است که اشاره به نقش سلول جنسی مرد در تعیین جنسیت جنین میکنند. دستهای از این آیات عبارتند از: &laquo;وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى&nbsp; مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى &raquo;24؛ &laquo;و اوست كه دو زوج نر و مادّه را آفريد از نطفه اى كه (در رحم) مى ريزد&raquo;. همانطور که قبلاً درباره اصطلاح نطفه در قرآن کریم گفتیم، با توجه به قرینه &laquo;إِذا تُمْنى&raquo; مشخص می شود که منظور از از نطفه در اینجا سلول جنسی مرد (اسپرم) می باشد. از این رو قرآن بیان می کند که خداوند متعال، دو زوج مذکر و مؤنث انسانی را از سلول جنسی مرد، خلق کرده است.دسته دیگر از این آیات عبارتند از: &laquo;أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدى&nbsp; أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى&nbsp; ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى &raquo;25؛ &laquo;آيا انسان گمان مى كند بى هدف رها مى شود؟! آيا او نطفه اى از منى كه در رحم ريخته مى شود نبود؟! سپس به صورت علقه در آمد، و خداوند او را آفريد و موزون ساخت و از آن دو زوج مرد و زن آفريد&raquo;. در اینجا، ضمیر به کار رفته در &laquo;مِنْهُ&raquo; به &laquo;مَنِيٍّ يُمْنى&raquo; برمیگردد که منظور از آن همان سلول جنسی مرد می باشد. در اینجا نیز مشابه آیات قبلی، خداوند متعال، مذکر یا مؤنث بودن جنسیت جنین را به سلول جنسی مرد منسوب می کند. از دید علم ژنتیک، هر انسانی در سلولهای خود دارای 23 جفت کوروموزوم است که 22 جفت از آنها کاملاً همشکل بوده و یک جفت آن می تواند همشکل باشد یا نباشد. این یک جفت را زوج جنسی (sex pair) میگویند که تعیین کننده نر یا ماده بودن جنین هستند. در جنس ماده این زوج جنسی به صورت XX است، یعنی از دو کوروموزم مشابه تشکیل شده است و در جنس نر به صورت XY است، یعنی از دو کورموزوم غیر مشابه تشکیل شده است. سلولهای جنسی اسپرم و تخمک، دارای 23 عدد کوروموزوم هستند یعنی نصف تعداد کوروموزومهای سلول معمولی که آنها را از پدر و مادر میگیرند و در ترکیب با هم در سلول تخم، 23 جفت کوروموزوم را ایجاد میکنند. از آنجا که سلولهای مادر به صورت XX است، تخمک همواره دارای تک کوروموزم X خواهد بود. اما اسپرم از پدر یا کوروموزوم X یا کوروموزوم Y را اخذ می کند. پس اگر اسپرمی که دارای کوروموزم X است با تخمک لقاح کند، سلول تخم، دارای زوج کوروموزوم XX شده و جنین، دختر خواهد شد و اگر اسپرم دارای کوروموزم Y با تخمک لقاح کند، تخم دارای زوج کوروموزوم XY شده و جنین، پسر خواهد شد.به این ترتیب میبینیم که سلول جنسی مادر یعنی تخمک هیچ نقشی در تعیین جنسیت جنین ندارد و تنها سلول جنسی پدر یعنی اسپرم است که تعیین کننده جنسیت جنین است. بشر این حقیقت را در سالیان اخیر توانسته کشف کند اما قرآن کریم که کلام خداوند متعال است، بیش از هزار و چهارصد سال قبل به آن اشاره کرده است.&nbsp;
مرحله عَلَقهدر سوره مبارکه علق، آمده است که خداوند متعال انسان را از &laquo;علق&raquo; آفرید: &laquo;خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ&raquo;26. در آیات دیگر، لفظ &laquo;عَلَقَة&raquo; به کار رفته و در هر بار، بعد از لفظ &laquo;نُطْفَة&raquo; بوده است.در سوره مبارکه قیامت، می فرماید: &laquo; أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدى&nbsp; أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى&nbsp; ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى&raquo;27؛ &laquo; آيا انسان می پندارد كه بيهوده رها مى شود؟! مگر او [قبلًا] نطفه اى نبود كه [در رحم ] ريخته مى شود؟! سپس عَلَقه شد و [خدا او ر ] شكل داد و درست كرد؟&raquo;.در سوره غافر (مؤمن) می فرماید: &laquo;هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ &raquo;28؛ &laquo;او كسى است كه شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس شما را بصورت طفلى (از شكم مادر) بيرون مى فرستد، بعد به مرحله كمال قوّت خود مى رسيد، و بعد از آن پير مى شويد و گروهى از شما پيش از رسيدن به اين مرحله مى ميرند و در نهايت به سرآمد عمر خود مى رسيد و شايد تعقّل كنيد&raquo;.و نیز در سوره مؤمنون، با جزئیات بیشتر می فرماید: &laquo;ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين &raquo;29؛ &laquo;آن گاه نطفه را به صورت علقه درآورديم. پس آن علقه را [به صورت ] مضغه گردانيديم، و آن گاه مضغه را عظام ساختيم، بعد آن را با گوشتى پوشانيديم، آن گاه [جنين را در] آفرينشى ديگر پديد آورديم. آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است&raquo;. و نهایتاً در سوره حج فرموده است: &laquo;يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في&nbsp; رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى&nbsp; أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى&nbsp; أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً&raquo;30؛ &laquo;اى مردم! اگر در رستاخيز شك داريد، (توجه داشته باشید که) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از علقه، سپس از &laquo;مضغه&raquo; كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل تا براى شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم)! و جنين هايى را كه بخواهيم تا مدّت معيّنى در رحم (مادران) قرار مى دهيم. بعد شما را بصورت طفل بيرون مى آوريم سپس هدف اين است كه به حدّ رشد و بلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضى از شما مى ميرند و بعضى آن قدر عمر مى كنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مى رسند آن چنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى دانند&raquo;.&laquo;علق&raquo; در اصل به معنى چسبيدن به چيزى و آویزان شدن است و به هر چیز آویزان و معلّق، اطلاق می شود؛ بر این اساس، به خون لَخته که از زخم حارج شده و به آن چسبیده است و همچنين به نوعی کرم که براى مكيدن خون به بدن مى چسبد و در فارسی آن را زالو می نامند، &laquo;علق&raquo; گفته اند31. برای &laquo;علقة&raquo; نیز همین معانی، ذکر شده و برخی گفته اند که &laquo;علقة&raquo; مفرد &laquo;علق&raquo; یا قطعه ای از آن است32. با توجه به این که درآیات فوق، وقتی صحبت از خلقت مستقیم انسان است، واژه &laquo;علق&raquo; و در بیان ترتیب مراحل خلقت، پس از مرحله نطفه، &laquo;علقة&raquo; به کار رفته است، برخی از مفسرین، بین &laquo;علق&raquo; و &laquo;علقة&raquo; تفاوت قایل شده و به خاطر شکل کِرم مانند اسپرم، &laquo;علق&raquo; را به آن، تفسیر کرده اند33. درباره &laquo;علقة&raquo; با نگاهی به آیات قرآن کریم، در می یابیم هر بار که این کلمه به کار رفته، بعد از کلمه &laquo;نطفة&raquo; بوده است؛ از این رو علقه مرحله ای از خلقت جنین است که پس از مرحله نطفه قرار دارد. در این آیات، استفاده از کلمه &laquo;ثُمَّ&raquo; دلالت بر ترتیب بین این دو مرحله و متوقف بودن مرحله دوم بر تحقق مرحله اول است. از روز دهم به بعد، تغییرات تدریجی و پی در پی در جنین اولیه و دیواره آندومتر صورت می گیرد. این تغییرات تا پایان هفته دوم (روز چهاردم) ادامه می یابد. در طول این هفته، به وسیله آنزیم هایی که از سلول های خارجی مجموعه جنینی ترشح می شود، سلول های آندومتر، تخریب شده و حفره های کوچکی در آن ایجاد می شود و مویرگ ها و شریان های وریدی کوچک به این حفره ها راه یافته و خون به داخل آن ها جریان پیدا می کند. به تدریج حفرات خونی کوچک به هم می پیوندند و حوضچه های خونی در جداره رحم تشکیل می شود. تا زمان تشکیل این حوضچه های خونی، نیازهای غذایی سلول های رویانی از ذخایر خود و مقداری از طریق سلول های آندومتر تأمین می شود. تنفس آن ها نیز از طریق انتشار گازها صورت می گیرد اما به محض تشکیل این حوضچه های خونی و جریان یافتن خون مادر به درون این حفره ها، کلیه نیازهای حیاتی توده جنینی و ضمائم آن از طریق خون مادر و ساقه اتصال که بعدها به صورت بند ناف در می آید، تأمین می شود34 (شکل 5). از این مرحله به بعد رویان به صورت آویزان به جداره رحم می چسبد و به صورت معلق درون مایعی که اطرافش را پوشانده قرار می گیرد و به رشد خود ادامه می دهد.
شکل 5&nbsp;
در ابتدای هفته دوم پس از لقاح، سلول های جنینی شامل دو لایه اکتودرم (ectoderm) و آندودرم (endoderm) هستند که در هفته سوم لایه مزودرم (mesoderm) هم شکل می گیرد35 (شکل 6). به فرآیند تثیبت این سه لایه که در هفته سوم رخ می دهد، &laquo;گاسترولاسیون&raquo; (Gastrulation) می گویند36. همچنین در این مدت، طناب پشتی اولیه (notochord) نیز شکل می گیرد.
شکل 6&nbsp;
بر اساس این واقعیات علمی، به نظر می رسد که عبارت قرآنی &laquo;علقة&raquo; حاوی نکات دقیقی است که سال ها بعد از نزول قرآن، بشر به آن ها پی برده است. همان طور که گفتیم از معانی واژه &laquo;علقة&raquo;، چسبیدن است و جنین نیز در ابتدای دوره رویانی، به دیواره رحم می چسبد. همچنین &laquo;علقة&raquo; به هر چیز آویزان و معلّق گفته می شود؛ جنین نیز از هنگامی که تغذیه از طریق خون مادر را آغاز می کند، به صورت آویزان به دیواره رحم و معلق درون مایع آمنیوتیکی (amniotic fluid) قرار می گیرد. برخی از مفسرین، به یکی از معانی &laquo;علقة&raquo; که زالو است، توجه نشان داده و گفته اند که بین جنین و زالو مشابهت هایی وجود دارد؛ علاوه بر قرار گرفتن به حالت آویزان و معلق، هر دو از خون میزبان خود تغذیه می کنند و از نظر ظاهری نیز رویان اولیه، کِرمی شکل بوده و در کل می توان آن را به کرمی مانند زالو تشبیه کرد (شکل 7).&nbsp;
شکل 7
&nbsp;
با دقتی که در سیر رشد جنین به عمل آمد و با توجه به معانی &laquo;علقة&raquo; در لغت، این گونه به نظر می رسد که این عبارت قرآنی اشاره دارد به مرحله ای که در ابتدای آن، ارتباط خونی بین مادر و جنین برقرار شده و تا زمانی که جنین، فاقد اندام تمایز یافته بوده و از نظر ظاهری می توان آن را کرمی شکل دانست، ادامه دارد. حالت کرمی شکل جنین، تقریباً تا پایان روز نوزدهم پس از لقاح ادامه دارد و از روز بیستم به بعد اندام زایی در جنین شروع می شود37، از این رو می توان مرحله علقه را از روز دهم که ارتباط خونی بین جنین و مادر شکل می گیرد تا پایان روز نوزدهم پس از لقاح دانست.&nbsp;
مرحله مُضغهقرآن کریم، در سوره های مؤمنون و حج، در ادامه بیان مراحل خلقت انسان، مرحله بعد از &laquo;علقة&raquo; را &laquo;مُضْغَة&raquo; معرفی می کند: &laquo;... فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً&raquo;38؛ &laquo;پس آن علقه را [به صورت ] مضغه گردانيديم&raquo; و &laquo;يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في&nbsp; رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ&raquo;39؛ &laquo;اى مردم! اگر در رستاخيز شك داريد، (توجه داشته باشید که) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از علقه، سپس از &laquo;مضغه&raquo; كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل تا براى شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم)&raquo;.&laquo;مضغة&raquo; از ماده &laquo;مَضغ&raquo; به معنى جويدن است و اين واژه به معنى مقدار كمى گوشت است كه انسان در يك لقمه مى تواند آن را بجود40.با توجه به تفسیری که از &laquo;علقة&raquo; ارائه شد، پایان این مرحله و شروع مرحله &laquo;مضغة&raquo; زمانی خواهد بود که در جنین زوائدی به وجود می آید. این زوائد، جوانه های اولیه پیدایش اعضایی مانند دست و پا و گوش و ... هستند و به این ترتیب، جنین از حالت کرم مانند خارج می شود. این امر از روز بیستم شروع می شود. در این موقع، سه لایه اندودرم، مزودرم و اکتودرم شروع به تبدیل شدن به بافت ها و اعضای خاصی می کنند41. از حدود روز بیستم تا سی ام، برای جنین به عنوان مرحله پیدایش سومیت (Somite) شناخته می شود42. سومیتها برجستگیهایی در اطراف لولهی عصبی (Neural tube) هستند که از لایه مزودرم به وجود می آیند (شکل 8) در ناحیه پس سری به این برجستگیها سومیتومر (Somitomere) میگویند . اولین زوج سومیت ها در روز 20 در ناحیه پس سري به وجود می آیند. از این ناحیه به طرف پایین تقریباً هر روز سه جفت سومیت تشکیل می شود، به طوري که درانتهاي هفته پنجم 42 تا 44 زوج سومیت تشکیل شده است43. جنین 20 روزه 1 تا 4 جفت سومیت، جنین 25 روزه 17 تا 20 جفت سومیت و جنین 30 روزه 35 جفت سومیت دارد44.
شکل 8&nbsp;
با آغاز هفته چهارم، سومیتها به سلول های اسکلروتوم (sclerotome) (سازنده غضروفها و استخوانها) و درمومیوتوم (dermomyotome) بدل می شوند. درمومیوتومها نیز نهایتاً به سلولهای میوتوم (myotome) (بافت ماهیچهای) و درماتوم (dermatome) (لایه پوست میانی) بدل میشوند45.همان طور که گفتیم، جنین شناسان، از ابتدای هفته سوم (روز 14) تا پایان هفته هشتم (ماه دوم) را دوران رویانی (embryonic period) می نامند. نام دیگر این دوره در اصطلاح علمی، دوره پیدایش اندام (period of organogenesis) است و در طول این دوره، اندازه جنین از دو دهم میلی متر به 31 میلی متر می رسد.با دقت در آیه های دو سوره مؤمنون و حج می بینیم که در سوره حج در بیان مراحل خلقت انسان، علی الظاهر، مضغه را آخرین مرحله پس از علقه معرفی می کند منتهی آن را با وصف &laquo;مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ&raquo; همراه می سازد. اما در سوره مؤمنون، علقه را بدون این توصیف آورده و بعد از آن از مرحله &laquo;عِظام&raquo; و &laquo;لَحم&raquo; یاد کرده است. از مقایسه این دو آیه، دو احتمال به ذهن خطور می کند. احتمال اول این است که شاید منظور خداوند متعال از &laquo;مضغه&raquo; توأم با وصف &laquo;مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ&raquo; در سوره حج دوره ای است که شامل دو مرحله &laquo;عِظام&raquo; و &laquo;لَحم&raquo; نیز می شود. احتمال دوم این است که &laquo;مضغه&raquo;، مرحله ای بعد از &laquo;علقة&raquo; و پیش از مرحله &laquo;عظام&raquo; است که در سوره مؤمنون بدون توصیف آمده و در سوره حج، جزئیات بیشتر این مرحله را با وصف &laquo;مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ&raquo; بیان کرده است. بر اساس هردو احتمال، زمان شروع مرحله مضغه، انتهای دوره علقه و از زمان رویش سومیت ها یعنی روز بیستم است، اما انتهای آن متفاوت خواهد بود.بر اساس احتمال اول، انتهای مرحله مضغه، زمانی است که اندام زایی در جنین تکمیل می شود و بنابر گفته متخصصان جنین شناسی در هفته هشتم است و بر اساس احتمال دوم، انتهای این مرحله، قبل از شروع مرحله &laquo;عِظام&raquo; یا پیدایش اسکلت غضروفی در جنین است که در هفته ششم اتفاق می افتد؛ به عبارت دیگر، مرحله مضغه بودن جنین از روز بیستم تا پایان هفته پنجم (روز 35) طول می کشد. در طول هفته پنجم، جوانه های ابتدایی اندام ها ظاهر می شوند. به این صورت که ابتدا جوانه دست ها و پس از یک تا دو روز جوانه پاها نمایان می شود46 (شکل 9).
شکل 9&nbsp;
بنابر هر دو احتمال، مضغه مرحله ای است که تمایز بین اندام ها شروع می شود و برجستگی هایی در روی آن به وجود می آید که آن را شبیه به گوشت جویده می کند. برخی محققین به این شباهت توجه نشان داده و گفته اند که سومیت ها در پشت جنین شبیه به جای دندان ها بر روی گوشت جویده است.درباره &laquo;مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ&raquo; بودن مضغه، نظرات مختلفی ابراز شده است. از جمله این که گفته شده است بررسی متخصصین جنین شناسی نشان می دهد که ناهنجاری های مادر زادی در دوره رویانی مشاهده می شود و بعد از آن از ماه سوم تا تولد این ناهنجاری ها نادر است و اساساً اتفاق نمی افتد47 از این رو به نظر می رسد که اگر جنینی مشکلی نداشته و دارای خلقت تام و کامل باشد، قرآن از آن با نام مضغة مُخَلَّقَة یاد کرده و اگر جنین دارای مشکلاتی باشد، از آن به عنوان مضغه غیر مُخَلَّقَة یاد کرده است. این گفته با احتمال اول درباره مضغه سازگاری دارد.و نیز گفته شده که مخلّقه بودن مضغه به معنای تمایز کامل یافتن (Differentiation) و تخصصی شدن برخی اندام ها در این مرحله و غیر مخلّقه بودن مضغه به معنای عدم تمایز کامل و تخصصی نشدن برخی اعضا است که در مراحل بعدی (عظام و لحم) تا پایان هفته هشتم (ماه دوم) رخ می دهد. همچنین گفته شده است که منظور از مخلقه بودن مضغه یعنی این که اعضا از درون (طبقه باطنی) تکمیل شده اند و غیر مخلقه یعنی اعضای بیرونی (طبقه خارجی) هنوز شکل نگرفته اند. این دو گفته با احتمال دوم درباره مضغه سازگاری دارد.به هر حال، در مرحله مضغه، سه لایه اصلی جنین یعنی اندودرم، مزودرم و اکتودرم، شروع به تبدیل شدن به سلول های تخصصی و ایجاد کردن اعضای بدن می کنند که در شکل 10 این امر نشان داده شده است.
شکل 10&nbsp;
مرحله عِظاماز مرحله مضغه به بعد تنها در آیه 14 سوره مؤمنون یاد شده است. خداوند متعال می فرماید: &laquo;فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً&raquo;؛ &laquo;عِظام&raquo; جمع &laquo;عَظم&raquo; است و در اصل به معنای هر چیز سفت و محکمی است که در مقابل چیز نرمی همچون &laquo;لَحم&raquo; (گوشت) قرار می گیرد48 و از این رو هم به استخوان و هم به غضروف &laquo;عظم&raquo; گفته می شود49. همان طور که گفتیم، از سومیت ها چند دسته سلول، ساخته می شوند که از جمله آنها، سلولهای اسکلروتوم بود. سلولهای اسکلروتوم، در پایان هفته چهارم، چند وجهی شده و بافت شُلی به مزانشیم (mesenchyme) را می سازند. این سلول ها می توانند به نقاط دیگر بدن مهاجرت کرده و انواع گوناگونی از سلول ها را بسازند. از جمله این سلول ها، سلول های اوسئوبلاست (osteoblast) است که سلول های سازنده استخوان ها هستند. البته برخی از استخوان ها مانند استخوان های پهن جمجمه مستقیماً از مزانشیم به سلول های اوسئوبلاست و سپس تیغه های استخوانی تبدیل می شوند که به آن، استخوان سازی غشائی (intramembranous ossification) گفته می شود ولی در اکثر استخوانها مانند استخوان های دست و پا، ابتدا تبدیل به غضروف (cartilage) و بعد از آن تبدیل به سلول های اوسئوبلاست و استخوان می شوند که به آن استخوانی شدن داخل عضروفی (endochondral ossification) می گویند50. در ششمین هفته رشد، نخستین الگوهای غضروفی شفاف (hyaline cartilage models)، نشانه های ابتدایی استخوان های انتهای دست و پا را نمایان می سازند و تا هفته هشتم تمام قسمت های مختلف اسکلت جنین قابل تشخیص هستند51 (شکل 11).
شکل 11&nbsp;
رشد غضروفها در همه جای بدن که قرار است در آینده استخوانی وجود داشته باشد، همزمان با دست و پا، صورت می گیرد و به این ترتیب، جنینی که در مرحله مضغه فاقد اسکلت بود، دارای اسکلت غضروفی می شود که قرآن کریم از آن تعبیر به مرحله &laquo;عظام&raquo; نموده است. اسکلت تکمیل شده جنین در هفته هشتم، در شکل 12 نشان داده شده است.
شکل 12&nbsp;
بنابراین در قرآن کریم، منظور از تبدیل شدن &laquo;مضغه&raquo; به &laquo;عظام&raquo;، پیدایش اسکلت و چارچوب ساختمانی در جنین است که در ابتدا به صورت غضروفی بوده و کم کم به صورت استخوانی در می آید. همان طور که اشاره شد، در لغت به غضروفها هم &laquo;عظام&raquo; اطلاق می شود و اگر قرار باشد که &laquo;عظام&raquo; را تنها به معنای استخوانها بگیریم، نه تنها به معنای نادیده گرفتن لغت در تفسیر قرآن است بلکه لازمه اش این خواهد بود که هیچ گاه برای جنین، اسکلتی نداشته باشیم؛ چرا که نخستین مراکز استخوان سازی در استخوان های دراز و جمجمه در هفته دوازدهم ظاهر می شوند52 و فرآیند استخوانی شدن، حتی تا زمان تولد تکمیل نمی شود و تا زمانی که انسان به رشد خود ادامه می دهد یعنی تا حدود 20 سالگی ادامه دارد. مرحله پوشاندن عظام با لَحمقرآن کریم در ادامه آیه 14 سوره مؤمنون، مرحله بعد از &laquo;عظام&raquo; را مرحله پوشانیده شدن آن با &laquo;لَحم&raquo; می نامد و می فرماید: &laquo;فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً&raquo;. &laquo;لَحم&raquo; در لغت به معنی &laquo;گوشت&raquo; است که همان ماهیچه ها و عضلاتی است که با انقباض و انبساط آن ها، امکان حرکت برای جانداران فراهم می شود53.در بدن سه نوع ماهیچه عمده وجود دارد که شامل ماهیچه های مخطط یا اسکلتی، ماهیچه های صاف در احشاء داخلی و ماهیچه های قلب می شود و هر سه از لایه مزودرم رویانی به وجود می آیند54. با توجه به این که در این آیه از پوشانیده شدن اسکلت جنین با گوشت، سخن به میان آمده، مشخص می شود که منظور از &laquo;لحم&raquo; در این آیه، ماهیچه های مخطط است. پس از این که جنین در مرحله &laquo;عظام&raquo; دارای اسکلت شد، نوبت آن می شود که عضلات و ماهیچه های مخطط بر روی این اسکلت سوار شوند.همان طور که گفتیم، از سومیت ها چند دسته سلول، ساخته می شوند که از جمله آنها، سلولهای میوتوم است. ماهیچه های مختطط از میوتومهای سومیتومرها و سومیتها مشتق می شوند. شروع این فرآیند از هفته چهارم است اما اولین علامت ماهیچه بندی اندام در هفته هفتم با تغلیظ مزانشیمی که از میوتومها ایجاد شده، در نزیکی پایهی جوانه های دست و پا ظاهر می شود55 (شکل 13).
شکل 13&nbsp;
بعد از این که ماهیچه ها در تنهی اصلی جنین ساخته شدند، به سمت اندامها حرکت می کنند. تا این هنگام، در اندامها اسکلت غضروفی ساخته شده است و تاندونها (tendons) (زردپی) نیز برای اتصال ماهیچه ها به استخوانها مهیا شده است. تاندونها (زرد پی) نیز از اسکلروتوم و میوتوم منتج می شوند56 تا از یک طرف به استخوان و از طرف دیگر به ماهیچه متصل شوند.بعد از رشد کافی جوانهی اندامها و آماده شدن اسکلت غضروفی و تاندونها، ماهیچه های ساخته شده در پیکره جنین، به درون این جوانه ها نفوذ می کنند و در این حال به دو دسته عضله خم کننده (Flexor) و عضله باز کننده (Extensor) تقسیم میشوند و به کمک تاندونها به اسکلت متصل شده و پشت و روی آن را میپوشانند (شکل 14).
شکل 14&nbsp;
پوشانیده شدن اسکلت غضروفی جنین با انواع ماهیچه های مختطط و صاف، تقریباً در هفته هشتم پس از لقاح تکمیل می شود. در شکل 15 این امر، نشان داده شده است.
شکل 15&nbsp;
قرآن کریم به صراحت از پوشانده شدن &laquo;عظام&raquo; یعنی اسکلت جنینی با &laquo;لحم&raquo; یعنی ماهیچه ها صحبت به میان آورده در حالی که این حقایق علمی، قرنها بعد و با استفاده از فناوریهای نوین برای بشر، میسر شده است و به این ترتیب شاهد عظمت بیپایان این کتاب آسمانی هستیم و چارهای نداریم جز اینکه اعتراف کنیم از جانب خدایی نازل شده که خالق انسان است و به همه ابعاد آفرینش او آگاهی دارد.بعد از این که جنین به این مرحله، در پایان هفته هشتم بعد از لقاح میرسد، تقریباً تمام عضوهای ضروری و مورد نیاز به وجود آمدهاند و به این ترتیب، از دید علم جنین شناسی، دوره رویانی (Embryonic period) به پایان میرسد و بعد از آن دوره جنینی (Fetal period) آغاز می شود که تا زمان تولد ادامه مییابد. این دوره با بلوغ بافتها واعضاء و رشد سریع بدن مشخص می شود.
مرحله خلقت دیگرخداوند متعال در آیه 14 سوره مبارکه مؤمنون، پس از اتمام مراحل گوناگون نطفه، علقه، مضغه، عظام و پوشاندن عظام با لحم، صحبت از &laquo;خلقتی دیگر&raquo; برای جنین می کند. آنجا که می فرماید: &laquo;ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين&raquo; و بعد از آن خود را به عنوان بهترین خالقین توصیف مینماید. به نظر میرسد خداوند متعال در پايان این آيه به آخرين مرحله در خلقت انسان كه در واقع مهمترين مرحله آفرينش بشر است با يك تعبير سر بسته و پر معنى اشاره كرده&rlm;&nbsp; است. به اعتقاد بسیاری از مفسران، این مرحله، مرحله دمیده شدن روح در بدن انسان است که به او حیات میبخشد.در برخی روایات نیز به این امر اشاره شده و زمان آن را در حدود ماه چهارم بیان میکنند. از جمله از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است که می فرمایند: &laquo;إِذَا تَمَّتِ النُّطْفَةُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ بُعِثَ إِلَيْهَا مَلَكٌ فَنَفَخَ فِيهَا الرُّوحَ فِي الظُّلُمَاتِ الثَّلَاثِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ يَعْنِي نَفَخَ الرُّوحَ&raquo;؛ &laquo;زمانی که نطفه چهار ماه را تمام می کند، فرشتهای به سوی او برانگیخته می شود و در او روح میدمد در تاریکیهای سهگانه و این قول خدای متعال است &laquo;ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ&raquo; یعنی روح را دمید&raquo;57. در روایتی دیگر از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فرمود: &laquo;إِذَا بَلَغَ الْوَلَدُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ فَقَدْ صَارَ فِيهِ الْحَيَاة&raquo;58؛ &laquo;زمانی که بچه به چهار ماه میرسد، در او حیات ایجاد می شود&raquo;.در آیاتی از سوره مبارکه سجده آمده است: &laquo;الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُون &raquo;59؛ &laquo;همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده، و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد سپس [تداوم ] نسل او را از چكيده آبى پست مقرّر فرمود. آن گاه او را درست اندام كرد، و از روح خويش در او دميد، و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد چه اندك سپاس مى گزاريد&raquo;.در این آیات که مشابه آیات سوره مؤمنون است، پس از بیان خلقت انسان از آب پست (منی)، صحبت از تسویه و دمیدن روح در جنین می شود و بعد از آن از داشتن قدرت شنوایی و بینایی و درک و فهم سخن به میان می آید. &laquo;سَوَّاهُ&raquo; از ماده &laquo;تسويه&raquo; به معنى تكميل كردن است، و اين اشاره به مجموع مراحلى است كه انسان از هنگامى كه به صورت نطفه است تا مرحله اى كه تمام اعضاى بدن او آشكار مى گردد طى مى كند. و اگر گفته شود نطفه انسان از آغاز كه در رحم قرار مى گيرد و قبل از آن يك موجود زنده است بنا بر اين نفخ روح چه معنى دارد؟ در پاسخ مى گوئيم در آغاز كه نطفه منعقد مى شود تنها داراى يك نوع &laquo;حيات نباتى&raquo; است، يعنى فقط تغذيه و رشد و نمو دارد، ولى از حس و حركت كه نشانه &laquo;حيات حيوانى&raquo; است و همچنين قوه ادراكات كه نشانه &laquo;حيات انسانى&raquo; است در آن خبرى نيست.60بر این اساس، میتوان گفت که در مراحل قبلی خلفت جنین، اعضای م]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>علم شیمی در قران ونهج البلاغه</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/علم-شیمی-در-قران-ونهج-البلاغه</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/علم-شیمی-در-قران-ونهج-البلاغه</guid>

<description><![CDATA[
اسرار شیمی در قرآن و نهج&zwnj;البلاغه

اگر می&zwnj;خواهی به وسعت حکمت آفریدگار و کوتاهی دانش آفریده&zwnj;ها پی ببری، نگاه کن به آنچه در دریاها وجود دارد، از انواع ماهی&zwnj;ها و صدف&zwnj;ها و موجودات دریایی بی&zwnj;شماری که بشر با وسایل جدید، کم کم به منافع آن آگاه می&zwnj;شود.


لایه های جو و نقش آن
ثم استوی الی السماء: بقره آیه 38
با توجه به آیه فوق که آفرینش آسمان&zwnj;های هفت&zwnj;گانه 
را به عنوان نعمت الهی بر شمرده، به دنبال و به تبع
 آفرینش زمین ذکر می&zwnj;کند و نیز با توجه به آیات 15 و 32 و 11
 سوره&zwnj;های نوح و انبیاء و فصلت و آیاتی دیگر در این زمینه،
 به همراه قسمتی از خطبه 202 نهج&zwnj;البلاغه که در قبل به آن اشاره شد
 در اینجا به این نعمت الهی و ویژگی&zwnj;های لایه&zwnj;های جو می&zwnj;پردازیم.
به احتمال قوی این هفت آسمان، همان طبقات هفت&zwnj;گانه هوا 
و اتمسفر زمین است که دانشمندان تا کنون،
 پنج طبقه آن را کشف کرده&zwnj;اند؛ و بسا ممکن است 
همین پنج قسمت، در واقع هفت طبقه باشد که
آرتوبسیر رئیس کرسی ژئوفیزیک و معاون تحقیقات هسته&zwnj;ای
 دانشگاه نیویورک درباره این طبقات هفت&zwnj;گانه چنین می&zwnj;نویسد:
&nbsp;
جو زمین مانند پیاز از چندین لایه تشکیل شده است
که انسان در کف این اقیانوس بی&zwnj;کران از هوا زندگی
 می&zwnj;کند؛ که یکی از روش&zwnj;های لایه&zwnj;بندی جو از نظر وضعیت
 دمایی بصورت زیر می&zwnj;باشد:
1- تروپوسفر: هوای پیرامون زمین، که تا ارتفاع 10 کیلومتر
، تشکیل ابر و تغییرات جوی و پرواز هواپیماها در همین قشر
 از هوا صورت می&zwnj;گیرد و دراین قشر، با افزایش ارتفاع، دمای هوا بطور منظم کاهش می&zwnj;یابد.
2 و 3- استراتوسفر: که خود، دو قشر مجزا است 
و در قشر دوم آن، لایه اوزن &laquo;o3&raquo; است که با جذب
 اغلب اشعه ماوراء بنفش خورشید، حیات را در روی 
کره زمین، امکان پذیر می&zwnj;سازد، اما متأسفانه این قشر 
محافظ کره زمین، توسط ترکیباتی از قبیل کلرو فلوئورکربن
 cfc درمعرض نابودی می&zwnj;باشد.
4- مزوسفر یا میان&zwnj;کره: در ارتفاع حدود 80 کیلومتر می&zwnj;باشد
 و دمای این قشر بسیار سرد است که این قشر از جو،
 سنگ&zwnj;های آسمانی را تبدیل به خاکستر می&zwnj;کند، یعنی
 سپر و سقف مستحکمی است برای محافظت ساکنان زمین در برابر سقوط سنگ&zwnj;ها 
و تیرهای شهاب آسمانی. دقیقاً مصداق آیه 
&laquo;و جعلنا السماء سقفا محفوظا&raquo;
&nbsp;
5- ترموسفر یا (دما کره): که تا حدود 550 کیلومتر ادامه دارد و باعث یونیزه شدن گازهای جو توسط تشعشعات خورشیدی می&zwnj;شود.
6- اگزوسفر یا برون&zwnj;کره: تا ارتفاع تقریباً 2000 کیلومتر گسترش دارد و نقش سپر محافظ در برابر اشعه&zwnj;های کیهانی خورشیدی را دارد.
7- آخرین طبقه&zwnj;: که با افزایش ارتفاع، تقریباً رقیق&zwnj;تر گشته و تا اعماق فضا گسترش می&zwnj;یابد و هنوز اطلاعات بشر درباره آن بسیار ناچیز است.
این طبقات هفت&zwnj;گانه جو، بر اساس تغیرات چگالی &ndash; ترکیب شیمیایی، دما و &hellip; بصورت قشرهای جداگانه و توسط ستون&zwnj;های نامرئی یعنی همان نیروی جاذبه، در اطراف زمین قرار گرفته&zwnj;اند. حال یک لحظه تصور کنید اگر ما از این نعمت خدادادی هوا برای چند ثانیه محروم شویم! مسلماً مرگمان حتمی است.
&zwnj;پیش&zwnj;بینی قرآن در مورد آلودگی محیط زیست
&laquo;ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسب ایدی الناس &hellip;روم آیه 41&raquo; &laquo;از کارهای مردم در دریا و خشکی، فساد و پریشانی ایجاد خواهد شد.&raquo;
در زبان عربی، وقتی بخواهند اتفاق افتادن قطعی و محتوم کاری در آینده را بیان کنند، از جمله&zwnj;ای با فعل گذشته استفاده می&zwnj;کنند (که گویی اتفاق افتاده است). به همین خاطر این آیه، مسئله&zwnj;ای مربوط به آینده را با فعل گذشته بیان نموده است.
نکته آیه: عمکردهای انسان در زمان حال و آینده در دریا و خشکی، باعث آلودگی این اکوسیستم&zwnj;ها خواهد شد.
این پیش&zwnj;بینی را قرآن کریم که در 1400 سال پیش بیان داشته است، و فرمایش امام جعفر صادق(ع) این مغز متفکر جهان اسلام که فرموده&zwnj;اند: آدمی باید طوری زندگی نماید که پیرامون خود را آلوده نکند، زیرا روزی می&zwnj;آید که زندگی بر او دشوار و شاید غیرممکن می&zwnj;شود. متأسفانه این وضعیت، امروزه تحقق پیدا کرده است؛ و آلودگی محیط زیست، مسئله&zwnj;ای است که همگی با آن آشنایی داریم؛ و یکی از بحران&zwnj;های حساس عصر امروزی به&zwnj;شمار می&zwnj;رود. از جمله: افزایش گازهای گلخانه&zwnj;ای، نازک شدن لایه اوزن، باران&zwnj;های اسید، مه&zwnj;دودها و &hellip;.
آب کره (هیدروسفر)
وسعت، رنگ و دمای رودهای عظیم دریایی
اگر تعجب نکنید، در سراسر اقیانوس&zwnj;های جهان، رودهای عظیمی در حرکت است که یکی از نیرومند&zwnj;ترین آن&zwnj;ها (گلف استریم) نام دارد، این رود عظیم از سواحل آمریکای مرکزی حرکت می&zwnj;کند و سراسر اقیانوس اطلس را می&zwnj;پیماید؛ و به سواحل اروپای شمالی می&zwnj;رسد. این آب&zwnj;ها که از مناطق نزدیک به خط استوا حرکت می&zwnj;کنند، گرم هستند و حتی رنگ آن&zwnj;ها، گاه با رنگ آب&zwnj;های مجاور متفاوت است و عجب اینکه، عرض همین رود عظیم دریایی در حدود 150 کیلومتر و عمق آن&zwnj;ها چند صد متر می&zwnj;باشد، سرعت آن در بعضی از مناطق به قدری است که در یک روز، 160 کیلومتر راه را طی می&zwnj;کند، تفاوت درجه حرارت این آب&zwnj;ها نسبت به آب&zwnj;های مجاور هم در حدود 10 تا 15 درجه است؛ لذا حاشیه غربی آن را دیوار سرد می&zwnj;نامند.
گلف استریم، بادهای گرمی را بوجود می&zwnj;آورد و مقدار قابل توجهی از حرارت خود را به طرف کشورهای شمالی قاره اروپا می&zwnj;برد و هوای آن کشورها را بسیار مطبوع می&zwnj;کند و شاید اگر این جریان نبود، زندگی در آن کشورها بسیار سخت و طاقت&zwnj;فرسا می&zwnj;شد.
باز تکرار می&zwnj;شود كه گلف استریم، یکی از این رودهاست و در آب&zwnj;های پنج قاره جهان، نظیر این جریان دریایی فراوان است و عامل اصلی آن، تفاوت حرارت منطقه استوایی زمین و مناطق قطبی است که این حرکت را در آب دریاها بوجود می&zwnj;آورد. عجب اینکه، این رودهای عظیم دریای با آب&zwnj;های اطراف خود کمتر آمیخته می&zwnj;شوند و هزاران کیلومتر راه را به همان صورت می&zwnj;پیمایند و مصداق &laquo;مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لایبغیان&raquo; را بوجود می&zwnj;آورند.
و از آن جالب&zwnj;تر اینکه، در محل برخورد این آب&zwnj;های گرم با آب&zwnj;های سرد مجاور، پدیده&zwnj;ای رخ می&zwnj;دهد که برای انسان بسیار پر سود است، زیرا در محل تقاطع این آب&zwnj;های گرم و سرد، یک نوع حرکت بی&zwnj;حسی یا مرگ دسته جمعی برای حیوانات ذره&zwnj;بینی که در میان آب معلق هستند بوجود می&zwnj;آید و از این راه، ماده غذایی فراوان و بی&zwnj;حسابی جمع می&zwnj;شود که سبب جلب دسته&zwnj;های بزرگ ماهیان می&zwnj;گردد و بدین ترتیب، حاشیه این منطقه یکی از بزرگترین مناطق صید ماهی در کره زمین است.

دو دریای آب شیرین و شور در کنار هم
&laquo;و هو الذی مرج البحرین هذا عذب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخا و حجرا مهجورا&raquo;
خداوند می&zwnj;فرماید: او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد یکی گوارا و شیرین و دیگری شور و تلخ و در میان آن&zwnj;ها، برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند، گویی هر یک از آن&zwnj;ها به دیگر می&zwnj;گوید، دور باش و نزدیک شدن تو به من حرام است.
(مرج) بر وزن (فلج) به معنی مخلوط کردن و یا ارسال و رها نمودن است و در اینجا به معنی در کنار هم قرار گرفتن آب شیرین و شور است. (عذب) به معنی گوارا و پاکیزه و خنک و (فرات) به معنی خوش&zwnj;طعم و خوش گواراست. (ملح) به معنی شور و (اجاج) به معنی تلخ و گرم است. بنابراین ملح و اجاج، نقطه مقابل عذب و فرات است. (برزخ) به معنی حجاب و حائل میان دو چیز است و جمله (حجرا مهجورا) جمله&zwnj;ای است که در میان عرب به هنگامی که با کسی روبرو می&zwnj;شدند و از او وحشت داشتند برای گرفتن امان، این جمله را می&zwnj;گفتند یعنی ما را معاف و در امان دارید و از ما دور باشید.
به هر حال، این آیه یکی دیگر از مظاهر شگفت&zwnj;انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم می&zwnj;کند که چگونه یک حجاب نامرئی و حائل ناپیدا، در میان دریای شور و شیرین قرار می&zwnj;گیرد و اجازه نمی&zwnj;دهد كه آن&zwnj;ها با هم آمیخته شوند. البته امروز ما این را می&zwnj;دانیم که این حجاب نامرئی، همان (تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین) و به اصطلاح، تفاوت وزن مخصوص آن&zwnj;هاست که سبب می&zwnj;شود تا مدت مدیدی با هم نمی&zwnj;آمیزند. تمام رودخانه&zwnj;های عظیم آب شیرین که به دریاها می&zwnj;ریزند، در کنار ساحل، دریایی از آب شیرین را تشکیل می&zwnj;دهند؛ و آب&zwnj;های شور را به عقب می&zwnj;رانند و تا مدت زیادی این وضع ادامه دارد و به خاطر تفاوت درجه غلظت آن&zwnj;ها، از آمیخته شدن با یکدیگر ابا دارند و هر یک به دیگری حجرا و مهجورا می&zwnj;گوید.
جالب اینکه بر اثر جزر و مد آب دریاها که در شبانه روز دو مرتبه بر اثر جاذبه ماه صورت می&zwnj;گیرد، سطح آب دریا به مقدار زیادی بالا و پایین می&zwnj;رود، این آب&zwnj;های شیرین که در ساحل، دریایی را تشکیل داده&zwnj;اند، در مصب همان رودخانه&zwnj;ها و نقاط اطراف آن در خشکی پیش می&zwnj;روند و انسان&zwnj;ها از زمان&zwnj;های قدیم از این موضوع استفاده کرده و نهرهای زیادی در این گونه مناطق دریا کنده&zwnj;اند و زمین&zwnj;های فراوانی را زیر کشت درختان برده&zwnj;اند که وسیله آبیاری آن&zwnj;ها، همین آب شیرین است.
هم اکنون در جنوب ایران، شاید میلیون&zwnj;ها نخل وجود دارد که تنها با همین وسیله آبیاری می&zwnj;شوند و در فاصله زیادی از ساحل قرار گرفته&zwnj;اند. جالب اینکه هنگامی &zwnj;که انسان با هواپیما از این مناطق می&zwnj;گذرد، منظره این دو آب که رنگ&zwnj;های متفاوتی دارند و با هم آمیخته نمی&zwnj;شوند و به خوبی نمایان است را می&zwnj;تواند مشاهده کند.
دریاها و دیگر ارزش&zwnj;های آن:
در ادامه شرح نعمت&zwnj;های دریا، پروردگار بار دیگر سخن از دریاها به میان می&zwnj;آورد، اما نه همه دریاها، بلکه با کیفیت خاصی در پاره&zwnj;ای از دریاها که هم پدیده&zwnj;ای است عجیب و نشانه&zwnj;ای از قدرت بی&zwnj;پیان حق و هم وسیله&zwnj;ای است برای پدید آمدن بعضی از متاع&zwnj;های مورد استفاده انسان از جمله:
مسئله کشتی&zwnj;ها: که در حقیقت بزرگترین و مهمترین وسیله حمل و نقل بشر در گذشته و حال بوده و در قرآن به آن اشاره شده است: برای خدا است کشتی&zwnj;های ساخته شده&zwnj;ای که در دل دریا به حرکت در می&zwnj;آیند که همچون کوهی هستند. &laquo;و له الجوار المنشات فی البحر کالاعلام&raquo;
لذا در جای دیگر قرآن، تعبیر به (تسخیر) شده است &laquo;و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره&raquo;: خداوند، کشتی را مسخر فرمان شما کرد که به فرمانش در دریا به حرکت درآید.
نتیجه، خواص ویژه آب و وزن مخصوص اجسامی که کشتی از آن ساخته شده و (خاصیت بادها در کشتی&zwnj;های بادبانی) و نیروی بخار (در کشتی&zwnj;های موتوری) و انرژی اتمی (در کشتی&zwnj;هایی که با نیروی اتم کار می&zwnj;کند) می&zwnj;باشد و همه اینها قوا و نیروهایی است که خداوند مسخر انسان ساخته و هریک از آن&zwnj;ها و نیز مجموعه آن&zwnj;ها، آیتی از آیات الهی است.
عجائب دریا
&laquo;فی البحار عجائبک&raquo; در دریاها شگفتی&zwnj;هایی پدیدارند.
هر چند تمام موجودات جهان آفرینش، شگفت&zwnj;انگیز و اعجاب&zwnj;آمیز و نشانه قدرت و حکمت پروردگار و پدیدآورنده خویشند، ولی شکی نیست که برخی از پدیده&zwnj;ها، به جهت تدبیرهای فوق&zwnj;العاده&zwnj;ای که در آن به کار رفته، بیشتر جالب توجه است و از طرف دیگر، موجوداتی که بشر در طی قرونی که بر او گذشته، کمتر به آن&zwnj;ها آشنا بوده یا به طور کلی آن&zwnj;ها را نمی&zwnj;شناخته و وقتی که پس از کشف، نظم آن را مشاهده می&zwnj;کند، بر حیرتش می&zwnj;افزاید.

از همه این&zwnj;ها گذشته، دریا دیار عجائب است کوچکترین گیاهان ذره&zwnj;بینی و بلند&zwnj;ترین درختان عالم در دریاها می&zwnj;رویند. همچنین کوچکترین حیوانات و عظیم&zwnj;ترین حیوانات غول&zwnj;پیكر در دریاها زندگی می&zwnj;کنند! زندگی در اعماق دریاها درآنجا که نه نوری وجود دارد و نه غذایی، به قدری شگفت&zwnj;انگیز است که انسان از مطالعه آن سیر نمی&zwnj;شود و عجب اینکه حیوانات آن&zwnj;جا از خودشان نور پخش می&zwnj;کنند، که منشا نور در عمق دریا، موجودات لونساس هستند و مواد غذایی آن&zwnj;ها در سطح آب ساخته می&zwnj;شود و ته&zwnj;نشین می&zwnj;شود و اندام آن&zwnj;ها چنان محکم و مقاوم و توام با فشار داخلی ساخته شده که در مقابل آن فشار عظیم آب که اگر انسان به حال مادی در آنجا قرار گیرد، استخوان&zwnj;هایش تبدیل به آرد می&zwnj;شود، مقاومت می&zwnj;کند.
&laquo;انت الذی فی السماء عظمتک و فی الارض قدرتک و فی البحار عجائبک&raquo;
تویی آن خدایی که در آسمان، عظمت و شکوهت جلوه دارد و در زمین توانایی است و دریا کانون عجائب و شگفتی&zwnj; های توست.
دریا مهم&zwnj;ترین تولید کننده نیرو
از مدت&zwnj;ها پیش، انسان برای به کار بردن انرژی جزر و مدی تلاش می&zwnj;کرد. در انگلستان و در ساحل شمالی فرانسه، آسیاب&zwnj;ها و کارخانه&zwnj;های اره کشی که با انرژی جزر و مد کار می&zwnj;کردند، از قرون وسطی ساخته شده بودند. آن&zwnj;ها دارای طرح ساده&zwnj;ای بودند. مخزن آبی در ساحل درست می&zwnj;کردند و بوسیله سدی، آن را از دریا جدا می&zwnj;نمودند. در موقع مد، این استخر پر از آب می&zwnj;شد و زمانی که به حداکثر ارتفاع خود می&zwnj;رسید، راه ورودی سد را می&zwnj;بستند و بوسیله کانال، آن را از مخزن به طرف چرخ&zwnj;های آسیاب معمولی روانه می&zwnj;کردند.
ظرفیت نیروی آبی تمام رودخانه&zwnj;های سیاره ماه، برابر با 3750 میلیون کیلووات ساعت است و انرژی جزر و مد در اقیانوس برابر با 1000 میلیون کیلووات ساعت برآورده شده است، اگر ما موفق شویم که حداقل یک سوم انرژی را به کار ببریم، کمکی بزرگی به منابع نیروی جهان خواهد بود.
یک روایت جالب از امام صادق (ع) پیشوای ششم ما:
&laquo;اگر می&zwnj;خواهی به وسعت حکمت آفریدگار و کوتاهی دانش آفریده&zwnj;ها پی ببری، نگاه کن به آنچه در دریاها وجود دارد، از انواع ماهی&zwnj;ها و صدف&zwnj;ها و موجودات دریایی بی&zwnj;شماری که بشر با وسایل جدید، کم کم به منافع آن آگاه می&zwnj;شود.&raquo;
پی&zwnj;نوشت:
یکی از شگفتی&zwnj;های قرآن، علم شیمی در رابطه با هوا کره و آب&zwnj;کره می&zwnj;باشد، که دارای اسرار و رازهایی است که یکی پس از دیگری، کشف می&zwnj;گردد و قدرت و حکمت خالق خود را بیش از پیش متجلی می&zwnj;سازد؛ و امید است كه آیات پربرکت قرآن، بر جسم و جان ما تأثیر گذارد و ما با آیات هدایت کننده&zwnj;اش به هدایت واقعی برسیم و بیماران جسمی و روحی از داروی این داروخانه غنی و شفابخش الهی، شفای دردهای خود را بگیرند و پویندگان راه حق و حقیقت، به اندازه مهم و عقلشان از آن بهره ببرند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شیمی در قران</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/شیمی-در-قران</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/شیمی-در-قران</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
آهن
و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منفع للناس (حدید/ 25) &laquo;و آهن (و پولاد و دیگر فلزات) را که در آن هم سختی و کارزار و هم منافع بسیار بر مردم است&raquo; و آهن را نازل کردیم. در آن نیرویی فوق العاده زیاد و بهره وری هایی برای مردم وجود دارد.
- نکات آیه:
1. آهن نازل شده. 2. نیروی موجود در آهن فوق العاده زیاد است. 3. انسان از آهن بهره وری دارد.
1. آهن نازل شده:
آهن چگونه و از کجا نازل شده؟
آهن و عناصر اصلی دیگر هر کدام در دمای مشخصی درست می شوند. آهن ازجمله عناصری است که در ستاره های خیلی بزرگ تر از خورشید درست می شود، برخی از عناصر نیز در گرمای پس از انفجار اولیه درست شده اند. 1. وقتی کشش جاذبه در مرکز ستاره دمای گرما را به بالای 170 میلیون درجه به بالا می برد یک سری امتزاج های جدید آغاز می شود. هسته های هلیومی ذوب می شوند و عناصر سنگین تری را درست می کنند که در وحله اول کربن و اکسیژن است. 2. وقتی نیروی جاذبه دمای عنصر کربن را به 700 میلیون درجه می رساند امتزاج جدیدی آغاز می شود که کربن به نئون و منیزیم تبدیل می شود. در قشرهای بیرونی تر آن که دمای حرارت کم تر است تبدیل هلیوم به کربن و هیدروژن به هلیوم ادامه پیدا می کند. 3. وقتی دمای حرارت در مرکز هسته به یک و نیم میلیارد درجه می رسد اتم های نئون آغاز به ذوب شدن می کنند و اکسیژن و منیزیم بیش تری را ایجاد می کنند. 4. وقتی دمای حرارت بالای دو میلیارد می رسد اتم های اکسیژن به هم فشرده تر ذوب می شوند و به سیلیکون و گوگرد تبدیل می شوند. این عناصر به وسیله قشرهای عناصر متحد المرکز اکسیژن، نئون، کربن، هلیوم و هیدروژن احاطه شده اند. 5. فشار ناشی از اضمحلال هسته ای دمای حرارت را بالای 3 میلیارد درجه بالا می برد و در مرکز فشرده شده، سیلیکون و گوگرد را به کره ای از آهن تبدیل می کند که تقریبا 1/44 جرم خورشید می شود. به دلیل ساختمان هسته ای آهن که اجازه نمی دهد اتم ها ذوب و مضمحل شوند و عنصر سنگین تری درست شوند، این آخرین واکنش است که می تواند در مرکز ستاره رخ بدهد.
. وقتی امتزاج در داخلی ترین بخش های ستاره تمام می شود آخرین مرحله جاذبه (جذب) آغاز می شود. هسته آهن در مرکز ستاره خود را با سرعتی معادل 70000 کیلومتر در ثانیه جمع می کند. درجه حرارت تا صد میلیارد درجه بالا می رود. هسته های آهن چنان به هم فشرده می شوند که در هم مضمحل می شوند. این گرمای تصور نکردنی اندازه های بسیار زیادی از نوترون تولید می کند که فعلا در وسط ستاره محصور هستند. ماده در این حرارت به آخرین حد تراکم خود رسیده و بیش از این نمی تواند فشرده بشود. نیروی دفع میان هسته ها بیش تر از نیروی جاذبه می شود. 7. پس زنی از جانب مرکز ستاره، ماده را از مرکز ستاره در موج انفجار پرتاب می کند. در پرت سازی آن را از میان قشر سیلیکون سرازیر می کند که آن را گرم کرده و بخشی از هسته های آن را مضمحل می کند و ایزو توپ های رادیواکتیوی نیکل و عناصر سنگین تر دیگری را درست می کند. موج انفجار در حینی که به بیرون سفر می کند به درست کردن عناصر جدید دیگری ادامه می دهد. ستاره منفجر می شود و در فضا پخش می شود. به این ترتیب آهن در ستاره ها و در حرارت بالای 3 میلیارد درجه تولید می شود و با انفجار ستاره در هستی پراکنده می شود. و به این ترتیب نیز آهن از آسمان به زمین نازل شده است. آهن بیش از یک سوم از مواد زمین را تشکیل می دهد. بیش از 99 درصد آن در درون زمین است. به میزانی که از مرکز زمین رو به طرف سطح می آییم درصد آن کم و کم تر می شود. آهن موجود در قشر خارجی زمین حدودا 5 یا 6 دهم درصد کل آهن زمین است.
2. نیروی موجود در آهن فوق العاده زیاد است:
چنان که آیه مطرح کرده "نیروی موجود در آهن فوق العاده زیاد" است. برای درست کردن یک ذره آهن نیرویی بیش از چهار برابر نیروی موجود در منظومه شمسی" مورد نیاز است.
3. انسان از آهن بهره وری دارد:
هموگلوبین در خون انسان و خیلی از حیوانات دارای آهن است. همین طور ماده سبز در اکثر گیاهان دارای آهن است. و بدون آهن حیات نیز نمی توانست به وجود بیاید.
آهن
در روزگاری که مردم از آهن جز برای شمشیر و چاقو و نهایت چند آلت دیگر استفاده نمی کردند. در زمانی که از نظر مردم آهن بیش تر از مواد دیگر مورد استفاده نبود بلکه طلا و نقره از نظر اقتصادی در آن زمان اهمیت زیادتری داشت. در عین حال قرآن آن چنان به مسأله آهن و استفاده عجیبی که از آن در این زمان ها می شود توجه داشته که یک سوره به نام حدید آهن در قرآن دیده می شود. الذین یبخلون و یأمرون الناس بالبخل و من یتول فان الله هو الغنی الحمید(حدید/ 24) &laquo;و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم.&raquo; دانشمند معروف آقای نوفل در کتاب القرآن و العلم الحدیث می گوید: تا قرن هیجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی شد تا آن که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آن جا که به این دو قرن دوران نهضت و پیشرفت و عصر فلز اطلاق شده و دنیا حقا منافع آن را آن چنان که باید دریافت و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن، نقاب از صورت به یک سو زده است، امروز منافع آهن آن چنان برای مردم دنیا روشن شده که احتیاج به توضیح ندارد. و قرآن تقریبا در هزار و چهارصد سال قبل برخلاف نظریه مردم آن روز و موافق علم امروز سخن در اهمیت آهن گفته و از این راه اعجاز خود را اثبات کرده است.
سنگ
و ان من الحجارة لما یتفجر منه الانهر و ان منها لما یشقق فیخرج منه الماء ... (بقره/ 74) &laquo;در بین سنگ ها سنگ هایی هستند که جویبارها از آن جاری می شود، و سنگ هایی هستند که می ترکند و آب از آن ها بیرون می آید&raquo;.
- نکات آیه:
سنگ هایی وجود دارند که جویبارها (چشمه ها) از آن ها فوران می کند و سنگ هایی هستند که می ترکند و آب از آن ها بیرون می آید: سنگ هایی که در دل زمین قرار دارند آب را نگه می دارند و باعث می شوند که به اعماق زمین فرو نرود. این سنگ ها بر اثر تغییرات روی سطح تحت فشار واقع می شوند و خرد خرد می شوند. به دنبال آن چشمه از آن ها جاری می شود و آبشار ایجاد می شود. سنگ های دیگری نیز روی زمین هستند که آب در آن ها نفوذ می کند، وقتی سرد و منجمد می شوند، از آن جا که آب هنگام یخ زدن حجیم تر می شود، سنگ می ترکد و مسیر آب در آن ایجاد می شود.
ثروت های زمین تقسیم شده است
اهم یقسمون رحمت ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوة الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت لیتخذ بعضهم بعضا سخریا و رحمت ربک خیر مما یجمعون(زخرف/ 32) &laquo;آیا آن ها هستند که نعمت های خدا را تقسیم می کنند. ما ثروت های آن ها را در زندگی دنیا تقسیم کردیم و آن ها را درجاتی بر هم دیگر برتری دادیم تا با هم مبادله دو یا چند جانبه کنند. و بهشت خدا از آنچه جمع می کنند بهتر است&raquo;.
- نکته آیه:
ثروت های زمین "تقسیم شده" است: چنان که آیه مطرح کرده ثروت های زمین تقسیم شده است. و هر یک از آن ها نیز در زمینه ای بر دیگری برتری دارد که باعث می شود مردم سرزمین های مختلف به هم وابسته و با هم مبادله دو یا چند جانبه کنند.
باقی ماندن عمر پدیده ها
... و ما تحمل من انثی و لا تضع الا بعلمه و ما یعمر من معمر و لا ینقص من عمره الا فی کتب ان ذلک علی الله یسیر(فاطر/ 11) &laquo;و هیچ عمرکننده ای از آن هایی که طولانی عمر می کنند و آن هایی که عمر آن ها کوتاه می شود نیست که عمر آن ها در کتابی نباشد. حفظ نمودن آن برای خدا چیز ساده ای است&raquo;.
- نکته آیه
این است که عمر پدیده ها چه آن هایی که زیاد عمر می کنند و چه آن هایی که کوتاه عمر می کنند، در کتابی هم چنان باقی می ماند. و در زبان فصیح عربی به هرچیزی که به نوعی و به نحوی بتوان چیزی از آن خواند کتاب گفته می شود. یکی از کتاب هایی که عمر را حفظ می کند عنصرکربن 14 است. در همه موارد ارگانیسمی (مواد زنده) اندازه های کمی از کربن 14 وجود دارد. این عنصر بی ثبات است و به وسیله رادیو اکتیو(تشعشع هسته) شکسته می شود، طوری که تعداد اتم های آن هر 5800 سال نصف می شود. با بررسی اندازه باقی مانده از کربن در مواد ارگانیسمی (مواد زنده)، انسان می تواند عمر آن ها را حساب کند. وضعیت کربن 14 در این صندلی نشان می دهد که این صندلی بیش از 3 هزار سال عمر دارد.(البته منظور عمر چوب آن است نه عمر خود صندلی که منظور تاریخ ساخت آن باشد). یکی دیگر از کتاب هایی که عمر را حفظ می کند تنه برخی درختان است. این حلقه ها سال های عمر درخت را نشان می دهد.
پیش بینی آلوده شدن محیط
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس ...(روم/ 41) &laquo;از کارهای مردم در دریا و خشکی فساد ایجاد خواهد شد&raquo;. در زبان عربی وقتی بخواهند اتفاق افتادن قطعی و محتوم کاری در آینده را بیان کنند از جمله از فعل گذشته استفاده می کنند (که گویی اتفاق افتاده است). به این خاطر این آیه مسئله ای مربوط به آینده را با فعل گذشته بیان نموده است.
- نکته آیه:
عملکردهای انسان در آینده (یعنی در زمان ما و آیندگان) در دریا و خشکی آلودگی ایجاد خواهد کرد: این پیش بینی قرآن فعلا تحقق پیدا کرده است. و آلودگی محیط چیزی است که همه با آن آشنایی داریم.
معادن
له ما فی السموت و ما فی الارض و ما بینهما و ما تحت الثری (طه/ 6) &laquo;هرچه در آسمان ها و زمین و بین آن ها و بر روی آن ها یا زیر این کره خاکی موجود است (و هرآنچه در زمین مخفی است و قابل رؤیت نیست مثل معادن و چیزهایی از این نوع که خیری در آن ها دیده می شود)، همه ملک اوست.&raquo; "ماده کلروفیل که در گیاهان موجود است. نقش مهمی را در زندگی موجودات زنده ایفا می کند. این ماده زنده و یکتا نیروی خورشید را با دی اکسید کربن و آب موجود در گیاه به کربوهیدرات تبدیل شده و سرانجام اکسیژن آزاد می شود. این ماده از عملیات جذب نور استفاده می کند به عنوان عاملی مهم از سوی خداوند در تبدیل نیروی خورشید به غذایی که مورد استفاده خود گیاه هم قرار می گیرد محسوب می شود و در تغذیه حیوان و انسان و هم چنین تهیه مواد غذایی لازم زندگی به کار می رود. علم این عملیات شیمیایی را در تمام گیاهان سبز به اثبات رسانده است. این عملیات در پاکیزه کردن هوا از دی اکسید کربن که حاصل تنفس موجودات زنده هم نقش مهمی ایفا می کند هم چنین در مقابل با آزاد کردن اکسیژن لازم برای تنفس این موجودات نقش حیاتی خود را ایفا می کند. همان گونه که نیروی خورشید را به غذا تبدیل می کند. هرگاه که گیاهان و موجودات زنده دیگر در درون زمین دفن می شوند، یک جانشینی مختصر روی می دهد و در نتیجه ذغال از چوب به دست می آید، روغن از تحلیل رفتن گیاهان و حیوانات به بار می نشیند و در نهایت رنگش به سیاه تغییر کرده به عنوان منبعی اساسی برای افروختن آتش (سوخت) تصفیه می شود. به طوری که هرگاه این سوخت می سوزد به دی اکسید کربن تبدیل شده و بار دیگر به جو باز می گردد و با عمل جذب نور توسط گیاهان سبز و نه غیر آن ها دوباره در چرخه حیات قرار می گیرد. تمام انواع سوخت ها چه: چوب خشک، روغن نباتی، ذغال سنگ، نفت و مشتقات آن و گاز طبیعی همگی به اصل خود که یک عضو گیاهی بوده اند بازخواهند گشت. این سوخت ها به سایر انواع نیروهای الکتریکی، شیمیایی، حرارتی، آلی و... تبدیل شده اصل آن ها به مخازن نیروی خورشیدی درختان سبز بازمی گردد. نیروی هسته ای یکی از مبدل های منابع نیروی طبیعی است. منشا آن از دو نوع ترکیب هسته ای نشأت می گیرد: برخورد ترکیبات هسته ای: با این برخورد دو هسته برای دو ذره کوچک پدید می آیند مثل ذره هیدروژن سنگین (دوتریم) با هسته دیگر که یک ذره بزرگ را به وجود می آورند و این ذره هلیوم است؛ این ذره نسبت به مجموع تراکمات دو ذره دوتریم از تراکم کم تری برخوردار است و این تفاوت در تراکم در تمام اشکال نیروی فراوان آن ها جریان دارد همان گونه که در درون خورشید این مسأله برای تولید نیروی خورشیدی اتفاق می افتد. مقدار نیروی موجود در یک کیلوگرم از دوتریم با نیرویی که حاصل از انفجار 57000 تن TNT است برابری می کند! ترکیبات تقسیمی هسته ای: با شکاف برخی از هسته های ذرات سنگین مثل هسته ذره اورانیوم دو هسته یا بیش تر که حجم کوچک و تراکم کم تری دارند متولد می شوند. در نتیجه نیروی بسیار زیادی مجموعه تراکم متولد شده و تراکم اصلی را از یک دیگر متفاوت نشان می دهد. به عنوان مثال تقسیم کامل یک کیلوگرم اورانیوم یا پلوتونیوم نیروی معادل انفجار 1800 تن TNT خواهد بود. اما همواره سختی های بسیاری در جهت عمومیت بخشیدن به کاربرد این نیروی هسته ای وجود داشته است که از مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد: آلودگی حرارتی، آلودگی تشعشعی، خطرهایی که در نتیجه انفجار ترکیبات رخ می دهد مانند حادثه انفجار ترکیبات چرنوبیل که در شوروی سفید روی داد. سوختن سوخت ها با انواع مختلف خود نیروی حرارتی زیادی به طور نسبی تولید می کند که بین یک نوع نیرو و نوع دیگر متفاوت است. این نیرو در یاری رساندن به ما در نیروهای محرک با صورت های متنوع خود، به کار گرفته می شود. محرک ها و توربین های بخار و بنزینی با سوزاندن سوخت های مخصوصی به حرکت درمی آیند و حرارت زیادی نیز تولید می کنند. اما آیا این نیروهای حرارتی، محرکی بی واسطه هستند!!؟ نه (همان گونه که معروف است) بلکه از طریق پخش شدید گازها، حرکت به واسطه کارکرد بخش متحرک یک محرک انجام می پذیرد. گازها عبارتند از: بخارآب گرم، نتیجه سوختن بنزین، نتیجه سوختن سلار، نتیجه سوختن هیدروژن مایع. با قدری توجه معلوم می شود که تمام گازها اجزاء سخت ندارند. آن ها بادهایی هستند که اجزاء سخت را به حرکت درمی آورند و در نتیجه با سرعت زیادی به حرکت واداشته می شوند؛ این درحالی است که می بایست صدها تن سختی را در این بین متحمل شوند. درست همان گونه که بادها کشتی های بادبانی سخت را در آب های روان به حرکت وامی دارند. و همان طور که موج های سهمگین توانایی نابودی سدها و موانع سر راه خود را دارند. هم چنین باید در نظر داشته باشیم که سوخت ها غالبا از درون پوسته زمین استخراج می شوند. این هستی که ما در آن زندگی می کنیم مملو از خلقت های شیرینی است که به هر آن کس که دلی دارد، ندای تفکر و ایمان سر می دهد. آیات کریمه مذکور به معانی زیر اشاره می کنند: 1. خداوند متعال درختان سبز را منبعی برای افروختن آتش قرار داد. 2. او پدید آورنده درخت آتش است. 3. هرچه در آسمان ها و زمین و در بین آن ها و در زیر زمین هست از آن اوست. توجیه اعجازی راهنمایی های قرآن در این موضوع است که خدا درختان سبز را منبع آتش (یعنی سوخت) قرار داده است. آنچه که در مورد این گیاهان دیده می شود عملیات جذب نور خورشید است تا بدین وسیله ماده کلروفیل را تولید کنند. این ماده غذایی اصلی یک گیاه را تشکیل می دهد و از طریق آن هم سایر حیوانات زنده سود می جویند. با مرگ گیاهان و موجودات زنده و مدفون شدن آنان در طبقات پوسته زمین و با در معرض تحلیل قرار گرفتن اجزاء آن ها، انواع گوناگونی از سوخت ها به دست می آید که عصب حیات بر این کره خاکی را تشکیل می دهند. هو الذی خلق السموت و الارض فی ستة ایام ثم استوی علی العرش یعلم ما یلج فی الارض و ما یخرج منها و ماینزل من السماء و ما یعرج فیها و هو معکم این ما کنتم و الله بما تعملون بصیر(حدید/ 4) &laquo;اوست که آسمان ها و زمین و هرچه بین آن ها قرار دارد را در شش روز خلق کرده است و بعد به تدبیر عرش پرداخته و هرچه در زمین فرو رود و هرچه از آن خارج شود را می داند؛ او هرچه از آسمان نازل شود و هرچه به آسمان صعود کند را نیز می داند، او از شما آگاه است و به امور شما درهرجایی که باشید احاطه دارد و خدا به هرچه می کنید داناست و دانایی است که هیچ چیزی از او مخفی نمی ماند.&raquo; الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون (یس/ 80) &laquo;آن خدایی که از درخت سبز - بعد از خشک شدن آن - آتشی برایتان قرار داد تا وقتی که خواهید برافروزید.&raquo;
آفتاب در میان قرآن و علم
عملیه ی پیوستگی ذرات هیدروژن برای تولید هلیوم در داخل آفتاب شاید چندین هزار میلیون سال دوام کند، مگر کم شدن هیدروژن از داخل آفتاب و تبدیل هلیوم در داخل آن ظاهرا به نتیجه می انجامد که در تجزیه ماده مجانست ندارد. زیرا هلیوم چهار برابر سنگین تر از هیدروژن است... اگر بخش خارجی آفتاب بیش از حد بزرگ تر گردد در آن صورت رنگ آفتاب سرخ می گردد و با بزرگ شدن این بخش به پدیده ی عجیبی تبدیل می شود که سیاره های سه گانه ی عطارد، زهره و زمین را می بلعد، اگر قوای داخلی آفتاب ضعیف شود قشر خارجی و پدیده ی آن نمی تواند خود را به چیزی متکی سازد و در نتیجه جسم آن از هم می پاشد که این عملیه را تکویر(در هم پیچیدن) می گویند، این به سبب جاذبیت اجزاء آفتاب یکی بر دیگری می باشد و این جاست یکی دیگری را با سرعت از حد زیاد و ناگهانی در هم می پیچد و این جا معنای این قول خداوند، را در قرآن می دانیم: اذا الشمس کورت (تکویر/ 1) (ای رسول ما یاد آر) هنگامی که آفتاب تابان تاریک شود. پس آفتاب به سوی تکویر می رود تا این که جسم سفید محض بگردد و بدون شک این در صورتی است که انهیار(جاذبه ی) در آن رخ دهد، از این که سیاره ها و ستارگان یکی دور دیگری می چرخند ما برای این اصطلاح کلمه ی تکویر را از اصطلاح عربی آن انتخاب نمودیم که بالضبط معنای انهیار(جاذبه) را دارد.
همبستگی آسمان و زمین
ساختمان آفرینش از(گاز) تشکیل شده و سپس به (سدیم) تقسیم گردید و یکی از نتایج این تقسیم منظومه شمسی ما می باشد. یکی از بهترین دلایلی که می رساند این کرات همیشه داشته اند، این است که در خورشید بیش از 67 عنصر وجود دارد که عین آن عناصر در زمین نیز دیده می شود. هم چنین، عناصر سنگ های آسمانی که از آسمان داخل زمین می شوند، همان عناصری است که ساختمان زمین را دربر گرفته است. خداوند این همبستگی را در قرآن کریم بیان فرموده است: اولم یرالذین کفروا ان السموت و الارض کانتا رتقا ففتقنهما و جعلنا من الماء کل شیء حی افلا یومنون (انبیا/ 30) &laquo;آیا کافران ندیدند که آسمان ها و زمین بسته بود ما آن ها را بشکافتیم و از آب هر چیزی را زنده گردانیدیم چرا باز به خدا ایمان نمی آورند.&raquo; آسمان و زمین قبلا به هم متصل بودند و ما آن ها را از هم دیگر جدا کردیم.
توده های گاز
دکتر ونول لاتیمار، آسمان شناس معروف می گوید: &laquo;زمین و ستارگان دیگر، از توده های ابری، تکوین یافته اند و این ابر از ذرات سختی پدید آمده که حجمش 10 هزار برابر حجم کره ی زمین بزرگ تر بود.&raquo; قرآن این حقیقت را به این صورت بیان فرموده است: ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتا اتینا طائعین (فصلت/ 11) &laquo;و آنگاه به خلقت آسمان ها توجه کامل فرمود که آسمان ها دودی بود او(به امر نافذ تکوینی) فرمود که ای آسمان و زمین همه به سوی خدا (و اطاعت فرمان حق) به شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید آن ها عرضه داشتند ما با کمال شوق و میل به سوی تو می شتابیم.&raquo; خداوند اراده کرد خلق کند آسمان را، حال آن که آسمان، توده ی گاز و دود بود.
نبودن اکسیژن در بالای جو
از جمله روش های تربیتی قرآن این است که، با بیان &laquo;مثل&raquo; زمینه را برای تعلیم اصول عقاید، آماده می کند. امروز ثابت شده که هر اندازه انسان به سمت آسمان برود، هوا رقیق تر شده و در اثر نبودن اکسیژن، تنفس مشکل می گردد. قرآن این مطلب را در قالب مثال بیان فرموده است: فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسم و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء کذلک یجعل الله الرجس علی الذین لا یؤمنون (انعام/ 125) &laquo;پس هر که را خدا هدایت خواهد قلبش را به نور اسلام روشن و منشرح گرداند و هر که را خواهد گمراه نماید (یعنی به حال گمراهی واگذارد) دل او را از پذیرفتن ایمان تنگ و سخت تنگ گردان که گویی می خواهد از زمین برفراز آسمان رود این است که خدا آنان را که به حق نمی گروند مردود و پلید می گرداند.&raquo; پس خداوند، کسی را که می خواهد هدایت نماید، سینه ی او را برای پذیرفتن اسلام باز می کند و کسی را که گمراه می نماید، سینه ی او را تنگ می کند و در فشار قرار می دهد، مانند کسی که به آسمان می رود.
شیمی و قرآن
شیمی و زیبایی های آن
له ملک السموت و الارض یحی و یمیت و هو علی کل شی قدیر(حدید/ 2) &laquo;آن خدایی که آسمان ها و زمین همه ملک اوست او خلق را زنده می گرداند و باز می میراند و اوست که (در عالم) بر همه چیز تواناست.&raquo; در آیه دو سوره الحدید آمده که: له الملک السماوات....... آهن عنصری است که به راحتی از زمین استخراج شده و به راحتی هم می تواند به آن برگردد و دوباره مثل قبل به صورت اکسید آهن قرمز رنگ در کانی آهن درآید که به نظر من این آیه می تواند به این موضوع اشاره داشته باشد. در آیه 25 این سوره که می فرماید:....... لقد ارسلنا رسلنا بالبینت و انزلنا معهم الکتب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منفع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز(حدید/ 25) &laquo;همانا ما پیامبران خود را با ادله و معجزات (به خلق) فرستادیم و برایشان کتاب و میزان (عدل) نازل کردیم تا مردم به راستی و عدالت گردانید و آهن (و پولاد و دیگر فلزات) را که در آن هم سختی و کارزار و هم منافع بسیار بر مردم است نیز برای حفظ عدالت آفریدیم تا معلوم شود که خدا و رسولش را با ایمان قلبی که یاری خواهد کرد که خدا بسیار قوی و مقتدر (و از یاری خلق بی نیاز) است.&raquo; ابتدا اشاره به فرستادن انبیا با عدل و سپس از خصوصیات آهن که فواید زیادی دارد و برای حفظ عدالت آفریده شده صحبت می کند. از لحاظ شیمیایی آهن دارای عدد اتمی زوج است و پایداری نسبی بیش تری نسبت به عناصر با عدد اتمی فرد دارد و نسبت به آن ها فراوانی نسبی بیش تری دارد. فراوانی عناصر به پایداری آن ها مربوط است. این پایداری بر اساس انرژی اتصال بیان می شود. هنگام تشکیل هسته اتم از اجزای آن مقداری ماده به انرژی تبدیل می شود که این انرژی بر اساس رابطه زیر بیان می شود:

انرژی اتصال آهن از اختلاف بین جرم هسته آهن و با جرم 26 پروتون و 30 نوترون تشکیل دهنده آن به دست می آید. شکل زیر انرژی اتصال برای عناصر مختلف را نشان می دهد وجود آهن در قله این منحنی بیانگر این نکته است که ذرات هسته آن محکم تر از بقیه عناصر به هم جوش خورده اند و به همین دلیل است که آهن دارای پایداری بیش تر و فراوانی بالا در طبیعت است. برای اتم های مختلف دو حالت می تواند صورت گیرد یا دچار شکافت هسته شوند یا همجوشی هسته که در زیر آن ها را تعریف می کنیم:
شکافت هسته:
فرآیندی که طی آن یک هسته سنگین به دو هسته سبک تر تبدیل می شود.
همجوشی هسته ای:
فرآیندی که طی آن دو هسته سبک به هم جوش خورده و هسته ی سنگین تری را تولید می کنند. امروزه در علم هسته ای به این نتیجه رسیده اند که اتم ها با عدد اتمی بالاتر از آهن مثلا اورانیوم طوری شکافته می شوند که بعد از شکافت های متعدد به هسته آهن می رسند و هسته های سبک تر از آهن هم می توانند طوری به هم جوش بخورند که به هسته آهن برسند و در این بین انرژی زیادی آزاد می شود. پس می شود آهن را به عنوان عنصری که در عدالت ذکر شده (در آیه) و یک توازنی برای تمام عناصراست دانست. ما امروزه به این نتیجه رسیدیم ولی در گذشته شاید مفهوم این را مثلا ساخت شمشیر و غیره برای رعایت عدالت می دانستند چون در هر زمان می شود از قرآن تفسیری کرد که مناسب همان زمان است و این دلیلی بر این می تواند باشد که قرآن مربوط به زمان خاصی نیست و در همه ی دوران می توان از آن استفاده کرد. دانشمندان شیمی گفته اند: آب از دو عنصر هیدروژن و اکسیژن تشکیل یافته است و این مطلب آن قدر تکرار و تجربه شده که به صف یقینیات پیوسته است. از سوی دیگر می گویند هیدروژن گازی است که می سوزد و باعث اشتعال هیدروژن می شود و می گویند آب ترکیبی است از دو مولکول هیدروژن و یک مولکول اکسیژن، یعنی نسبت وجود هیدروژن دو برابر اکسیژن است. با داشتن این اطلاعات به آیه: و اذا البحار سجرت (تکویر/ 6) &laquo;وهنگامی که دریاها شعله ور گردند.&raquo; (و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند) می رسیم. با توجه به مطالب علم شیمی می توانیم از آیه استفاده کنیم: دریاها دارای مواد آتش زایند در صورتی که اگر علم شیمی نبود تنها می گفتیم در آستانه قیامت دریاها آتش می گیرند و سخنی از مواد آتش زا ومواد قابل اشتعال به میان نمی آمد.
تصفیه آب
کوه ها در تصفیه آب ها نقش (تصفیه شنی ) را دارند. تصفیه شنی عبارت است از عبورآب از لایه های شنی، زیرا لایه های شنی در قسمت پایین، از قلوه سنگ و در قسمت بالا از ماسه های نرم تشکیل می شود. عبور آب از طبقات مختلف کوه ها سبب می شود که باکتری های آب گرفته و آب از مواد خارجی تصفیه شود. قرآن مجید به این دو راز بزرگ در ضمن آیه کوتاهی اشاره نمود و می فرماید (و در آن (کوه های) استوار (و) بلندی قرار دادیم، و آبی گوارا به شما نوشاندیم) جمله: وجعلنا فیها روسی شمخت و اسقینکم ماء فراتا (مرسلات/ 27) &laquo;و در آن کوه های بلندی قرار دادیم، و آبی گوارا به شما نوشاندیم.&raquo; (کوه های بلند) ناظر به راز اول است که کوه ها بر اثر سردی منطقه از بابت ارتفاع، حکم مخزن آب را دارند و جمله (و اسقیناکم ماء فراتا) ( برای شما آب گوارا فراهم نمودیم) از آنجا که پس از بیان آفرینش کوه ها آمده است، می رساند که کوه ها در گوارا ساختن آب ها که همان تصفیه آن از مواد خارجی و باکتری هاست، نقش مؤثری دارند.
لازم به یادآوری است که:
توجه به علوم جدید همواره برای ما برداشت جدیدی را به ارمغان نمی آورد، ولی سبب می شود برداشتی را که پیش تر از قرآن داشتیم و آن را تعبدا قبول می کردیم، در پرتو دستاوردهای علمی با بینش و ادراک بهتری به آن برسیم. برداشته های علمی و اشاره به علوم روز و یاد آوردن الفاظی که به نحو کلیدی دانشمندان را به قرآن و علوم مطرح شده در آن رهنمون سازد، می تواند کمک شایانی به تبیین معجزه بودن قرآن در عصر حاضر داشته باشد. و دانشمندان را به تدبر و تفکر در آیات قرآن وا دارد و نشان دهد که قرآن نه تنها در عصر جاهلی، بلکه در تمام عصرها، معجزه ای جاوید است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قران وزنتیک</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وزنتیک</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وزنتیک</guid>

<description><![CDATA[
انسان سالیان درازی را سپری کرد تا از راز میان تکثیر و زاد و ولد میان نباتات آشنا شود. در حالی&zwnj;که این راز در کتب پیشین آسمانی مثل تورات و انجیل آن&zwnj;چنان جایگاهی ندارد. نمی&zwnj;دانم چرا و به چه دلیل خداوند کریم قرآن را از این نظر یک استثنا قرار داد، ولی هرچه هست چیزی جز معجزه الهی آن نیست که هر روز واقعیتی تازه از دل آزمایشات پیچیده کشف می&zwnj;شود و آنگاه تازه مسلمانان متوجه می&zwnj;شوند که چرا خداوند در آیه فلان می&zwnj;فرماید که گیاهان با هم ازدواج می&zwnj;کنند؟! 
شاید روزگاری خود مسلمانان جواب درستی برای این مسائل نداشتند و تاریخ علم ژنتیک بیش از دویست سال نیست. تازه این علم به دو دسته کلی انسانی و گیاهی تبدیل شده است که در هر دو مورد سالیان بسیار دور خداوند کریم در قرآن مبین اشارت فرموده بود و مسلمانی که به دنبال مطالعه آن نبود طبعا چیز زیادی از خواندن این آیات به دست نمی&zwnj;آورد و تنها برای ثوابش آن&zwnj;را قرائت می&zwnj;کرد، ولی امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی و فناوری&zwnj;های پیشگام در عرصه نانوتکنولوژی آگاهی ما را نسبت به درک قرآن افزوده است. 
بی&zwnj;تردید قرآن کریم قدیمی&zwnj;ترین سند مکتوب علمی از نظر جنین&zwnj;شناسی و ژنتیک انسانی است که پدر و مادر وارثان صفات فرزندان خویشند و چگونه در رحم مادر اسپرم و تخمک ایجاد لقاح می&zwnj;کند و تا چند هفته سرشار از اندام ژله&zwnj;ای و گوشتی است و تا چه مدتی دارای اندام&zwnj;های حیاتی می&zwnj;شود. همچنین در مورد ازدواج نباتات و حشراتی مثل زنبور عسل که شهد گل&zwnj;ها را به هم انتقال می&zwnj;دهند و سبب باروری گیاهان دیگر می&zwnj;شوند. 
به اعتراف تمامی خاورشناسان این چنین علومی برای محمد&zwnj;رسول&zwnj;الله(ص) نامعلوم بوده است، حتی زوایای جدید آن تاکنون هم در پرده&zwnj;ای از ابهام است و هر روز دانشمندان با پیشرفت&zwnj;های علمی گام&zwnj;های دیگری را برای شناخت این علم بر می&zwnj;دارند، پس چگونه ممکن است که قرآن تنها از آن محمد(ص)شد؟، چون همه خاورشناسان ابتدا تهمت&zwnj;های ناروا به حضرت ختمی مرتبت(ص) می&zwnj;زدند و حتی جرأت نداشتند نام قرآن را در ترجمه&zwnj;های&zwnj;شان با صفات آن بیاورند مثل قرآن کریم، قرآن مجید، بلکه می&zwnj;نوشتند ( قرآن نوشته محمد یا کتابی که محمد نوشته است)، هرچند در نسل&zwnj;های بعدی مترجمان صدیقی پیدا شدند و قرآن را به درستی ترجمه کردند، ولی آثار زشتشان سبب انحرافات زیادی شد که امروزه عده&zwnj;ای نادان در رسانه&zwnj;ها آن&zwnj;را فریاد می&zwnj;زنند، لذا نویسنده تلاش کرده است تا کاری جدید در حوزه معرفتی کلام&zwnj;الله مجید را به انجام برساند، ولو اندک و یا مختصر تا فتح بابی برای دوستان متفکر و دانشمند باشد. 
&nbsp;
&nbsp;
ژنتیک را طبعا با این گستردگی مطالعاتی که امروز پیدا کرده نمی&zwnj;توان به راحتی تعریف کرد، ولی همان &zwnj;طوری که از اسمش پیداست، در یک تعریف کلی می&zwnj;توان علم ژنتیک را علم مطالعه ژنوم انسانی و نباتی و خصوصیات و وراثت صفات در انسان و حیوان و نباتات دانست. در تاریخ اسلام داریم که روزی مردی به خدمت امام علی(ع) رسید و گفت: می&zwnj;خواهم زنم را طلاق دهم، چون بی&zwnj;تردید او بی&zwnj;وفایی کرده و فرزندی سیاه از او متولد شده است. در حالی&zwnj;که خانواده ما هیچ کدام سیاه زنگی نیستند! امام علی(ع) فرمودند: بروید همسر و فرزندتان را بیاورید؟! 
&nbsp;
آن مرد چنین کرد و آن&zwnj;گاه امام(ع) از پدران و مادران همسر مرد سئوال کرد و همان سئوال&zwnj;ها را نیز از مرد پرسید! آن&zwnj;گاه امام(ع) فرمود: همان&zwnj;طوری که همسر شما گفت: پدر بزرگ پدر ایشان سیاه بوده است و این کودک به او رفته است!، لذا همسر تو خیانت&zwnj;کار نیست! 
&nbsp;
آن روز امام(ع) امام این مسأله را حل کرد و هزار و سیصد سال علمای اسلامی آن&zwnj;را بازنویسی کردند، ولی کسی از خودش سئوال نکرد که وراثت زن هم در تعیین صفات فرزند مهم است؟! کسی از خود سئوال نکرد که اصلا مرد براساس باور غلط عرب&zwnj;ها و یونانیان قدیم سلول تخم را در رحم زن قرار نمی&zwnj;دهد، بلکه اسپرم او تنها نیمی از اجزای سلول تخم است. نیم دیگر تخمک زن است که موجب لقاح و تولید سلول تخم می&zwnj;شود و کسی از خود این سئوال را نکرد که چرا وراثت از نیای اعظم زن به کودک مرد رسید؟؟! لذا همه دست بر روی هم گذاشتیم تا &laquo;جرج یا گریگور مندل&raquo; در هزار و صد سال بعد صفات ارثی را بیان کند، لذا حق با شاعر است که می&zwnj;فرماید: اسلام به خودی خود ندارد عیبی/ هر عیب که هست از مسلمانی ماست. 
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قران وعلم دریاها</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وعلم-دریاها</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وعلم-دریاها</guid>

<description><![CDATA[
قرآن و سرخ شدن آب دریاها


&nbsp;
و تفسیر علمی خون در آیه 133 سوره اعراف 
"فارسلناعلیهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آیات مفصلات فاستکبروا و کانوا قوماً مجرمین. (اعراف/ 133) - پس آنگاه به کیفر کفرشان- بر آنها طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون آن نشانه های آشکار (قهر و غضب) را فرستادیم باز طریق کبر و گردنکشی پیش گرفتند و قومی گناهکار بودند." 
این مقاله نگرشی علمی بر تفسیر آیه 133 سوره اعراف است که با پدیده طبیعی "Redtide" ردتاید"(خون شدن یا قرمز شدن آب) تطبیق داده می شود. در اینجا نویسنده، ادعای ارائه تفسیر جدیدی از آیه را ندارد بلکه یکی از پدیده های علمی زیست شناختی را به قرآن کریم عرضه می کند و در صدد آن است که بگوید اگر آیه مبارکه دارای معانی مختلف می باشد، می توان این پدیده زیست محیطی را نیز وجهی از این وجوه علمی قرآن دانست. 


سیاهچاله مقاله
تحقیق مورد درباره پدیده سرخ شدن آب ها
و تفسیر علمی خون در آیه 133 سوره اعراف 
"فارسلناعلیهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آیات مفصلات فاستکبروا و کانوا قوماً مجرمین. (اعراف/ 133) - پس آنگاه به کیفر کفرشان- بر آنها طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون آن نشانه های آشکار (قهر و غضب) را فرستادیم باز طریق کبر و گردنکشی پیش گرفتند و قومی گناهکار بودند." 
این مقاله نگرشی علمی بر تفسیر آیه 133 سوره اعراف است که با پدیده طبیعی "Redtide" ردتاید"(خون شدن یا قرمز شدن آب) تطبیق داده می شود. در اینجا نویسنده، ادعای ارائه تفسیر جدیدی از آیه را ندارد بلکه یکی از پدیده های علمی زیست شناختی را به قرآن کریم عرضه می کند و در صدد آن است که بگوید اگر آیه مبارکه دارای معانی مختلف می باشد، می توان این پدیده زیست محیطی را نیز وجهی از این وجوه علمی قرآن دانست. 
این آیه اشاره می کند به این که برای کیفر دادن به قوم بنی اسرائیل بر آنان طوفان، ملخ، شپش و قورباغه و خون نازل شده.
&nbsp;اینک مقصود نگارنده آن است که بداند منظور از خون در اینجا چیست و چه تناسبی با دیگر عناصر نام برده دارد؟ از سوی دیگر پدیده ای در طبیعت وجود دارد که به آن "Redtide = خون در آیهفوق، همان سرخ شدن آب است یا چیز دیگری در نظر است؟ 
تفسیرهای مختلف برخی مفسران معاصر کلمه خون را به تعابیر مختلفی معنی کرده اند مثلاً در تفسیر نور "خون" نام برده در این آیه به معنای نوعی بیماری که باعث خون دماغ شدن عمومی مردم می شود نام می برد؛ اما در بیشتر تفاسیر از جمله تفسیر المیزان از تبدیل آب به خون اشاره می کند و از پدیده ای به نام "خون شدن آب" نام می برد. 
نویسنده، پس از شرح و تبیین پدیده Redtide به ذکر دلایل این که چگونه "خون شدن آب" می تواند مایه عذاب برای قوم بنی اسرائیل باشد، می پردازد و آنها را چنین می آورد: 
الف- در این آیه از طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون نام می برد و آنها را مایه عذاب می داند و در آیه&nbsp; بعد از بلا، نام می برد یعنی تمام این عوامل مثل خون و ملخ و ... یک بلا هستند. 
ب- خون، بعد از اسامی چند حیوان آورده می شود که نشان دهنده ارتباط آنها با یکدیگر است. 
ج- رابطه بین عامل طوفان و پدیده "Redtide" (قرمز شدن آب) را به خوبی بیان می کند و جالبتر این که این عامل طوفان با افزایش ملخ ها و شپشک ها و وزغ ها رابطه مستقیم دارد. 
این پدیده، در مورد رود نیل - که در کنار این رود قوم بنی اسرائیل زندگی می کردند- می تواند صادق باشد. چنان که تا به حال چندین مورد از قرمز شدن آب و پدیده "Redtide" در مورد رود نیل گزارش شده است.
موجودات بسیار کوچک میکروسکوپی به نام دانیوفلاژله (به معنای تاژکاران خوفناک) وجود دارند که این موجودات گاهی به سرعت تولید مثل نموده و در اثر انفجار جمعیت، مناطق وسیعی از سطح دریا را می پوشانند؛ در این حالت آب را به رنگ قرمز در می آورند. به این پدیده اصطلاحاً"Redtide" گفته می شود
&nbsp;
و در رود نیل به دلیل این که محیط رودخانه ای است بیشترعامل "Redtide" در اثر استرس محیطی چون طوفان رخ می دهد. 
اما مسئله قابل ذکر آن که این خون به دلایلی چند می تواند مایه عذاب برای قوم بنی اسرائیل باشد: 
1- قرمز شدن آب باعث ایجاد رعب و وحشت در میان مردم می شود. (به علت غیرطبیعی بودن این امر). 
2- مرگ و میر ماهی ها و موجودات دریایی و همچنین انسان ها که از آنان تغذیه می کنند. 
3- ایجاد بوی متعفن حاصل از مرگ ماهی ها و بقیه موجودات دریایی. 
4- خود این پدیده ایجاد بوی نامطبوع می کند که باعث ایجاد ناراحتی های تنفسی می شود. 
5- وجود این سم در آب باعث ایجاد بیماری اسهال خونی و همچنین ایجاد سموم عصبی می کند که بر روی سیستم اعصاب و سیستم های تنفسی اثر می کند. 
6- خساراتی که به صنعت توریستی و ماهیگیری وارد می کنند. 
سوالی که در این جا مطرح می شود این است که منظور از خون چیست و چه رابطه ای بین طوفان و شپشک و وزغ و خون وجود دارد؟ و چرا بعد از کلمه طوفان و نام حیوان از "خون" نام برده شده است؟ در بسیاری از تفاسیر، خون را به معنای خون دماغ شدن عمومی مردم مطرح می کنند، ولی مسئله ای که وجود دارد این است که کلمه خون بعد از اسامی چند موجود (حیوان) مثل ملخ و وزغ و شپشک آمده است؛ احتمالاً کلمه خون نیز باید مربوط به یک موجود باشد. 
مهمترین عامل"Redtide" (قرمز شدن آب) می تواند عامل طوفان باشد. طوفان و ایجاد موج های طوفانی، خود خسارات سنگین وارد کرده و باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم می شود. از طرف دیگر طوفان با ایجاد و حمل مواد به داخل آب از یک طرف و از طرف دیگر جریاناتLougmri باعث به هم ریختگی زون سطحی می شود و باعث فراونی یک دفعه وbloom داینوفلاژله ها می شود. (M.Grant 1987).
موجودات بسیار کوچک میکروسکوپی به نام دانیوفلاژله (به معنای تاژکاران خوفناک) وجود دارند که این موجودات گاهی به سرعت تولید مثل نموده و در اثر ازدیاد جمعیت، مناطق وسیعی از سطح دریا را می پوشانند؛ در این حالت آب را به رنگ قرمز در می آورند. به این پدیده اصطلاحاً"Redtide" گفته می شود. 
این موجودات از ردهFlagellate یاMasigophora هستند که دارای دیواره ثابت و دارای یک چند رشته طویل هستند که قابل تغییر شکل است و برای حرکت مورد استفاده&nbsp; قرار می گیرد.
&nbsp;
&nbsp;تاژکداران دارای خصوصیات مشترک حیوان و نبات اند. دانشمندان علم جانورشناسی و گیاه شناسی بر سر ارتباط این موجودات به عالم حیوانات یا نباتات اتفاق نظر ندارند. 
DNA کروماتین داینوفلاژله، مشابه باکتری است، به همین دلیل آن را مزوکاریوت می گویند. فرق داینوفلاژله با سایر یوکاریوت ها در محلDNA عمل تقسیم شدن و عملکرد کروموزم هاست. این تاژکداران دارای سمی به نام ساکسیتوکسین (SAX ito xin) هستند که بر روی سلسله اعصاب اثر می کند. وجود این سم در انواع صدف ها و ماهی ها به علت تغذیه آنها از این نوع تاژکداران می باشد. 
در سال 1927 نوعی اپیدمی ناحیه سانفرانسیسکو را فرا گرفت. مقامات مسئول با همکاری دانشمندان، تحقیقات رسمی را برای تبیین علت شیوع اپیدمی که ناشی از مسمومیت انواع صدف ها بود آغاز نمودند. پنج سال بعد پس از بررسی های لازم متوجه شدند نوعی تاژکدار به نام Gonyaulax Centella در سطح وسیعی از منطقه افزایش یافته که احتمالاً موجب مسمومیت شدید صدف ها گردیده است. تحقیقات آزمایشگاهی بعداً این نظریه را تایید کرد. 
سرخ پوستان مناطق شمال غربی آمریکا از دیر باز به رابطه بین مسمومیت صدف ها و نشو و نمای بیش از حد تاژکداران پی برده بودند. قبایل ساکن این نواحی، نگهبانانی در نقاط مختلف ساحل مستقر می کردند تا تغییرات رنگ آب در روز و نورانی بودن آن را در شب گزارش دهند؛ آنها هرگاه چنین علاماتی مشاهده می کردند مسموم شدن صدف ها واقعیت می یافت. 
انواعی از تاژکداران هنگام شب از خود نور ساطع می کنند و چنین به نظر می رسد که قسمتی از دریا شعله ور گردیده است. تراکم مقدار تاژکداران در مرحله انفجار جمعیت به حدی است که در یک لیتر آب حدود 40 میلیون عدد از آنها شناور است. بروز این پدیده نیز تنها با مسمومیت صدف ها همراه نبوده بلکه گاهی نیز خسارات سنگینی به صنعت توریستی وارد می سازد. به این معنی که آب منطقه را آلوده و بدبو کرده و مرگ هزاران ماهی را موجب می گردد. ماهی های مرده بر روی ساحل شسته شده در زیر آفتاب متعفن می شوند.
مساله جالبتر این است که طوفان بر روی وزغ و ملخ و شپش و فراوانی یک دفعه آنها اثر بسیار جالبی دارد. وقوع طوفان با ایجاد جریان های آب و باد باعث افزایش املاح و رطوبت در ناحیه می گردد که می تواند به تخمگذاری و مهاجرت ملخ ها کمک فراوانی بکند. از طرف دیگر ایجاد استرس محیطی مثل طوفان می تواند روی وزغ ها تاثیر گذاشته و آنها را از پناهگاه های خود خارج کند.
از کشنده های قرمز (Redtide) همچنین گازهای نامطلوبی متصاعد می شود که در چشم ایجاد حساسیت می کند. از طرف دیگر در اثر وزش باد، ساکنان ساحل به علت استنشاق گاز متصاعد از ناحیه آلوده دریا دچار مشکل تفنسی می شوند، بدین ترتیب فضایی مشمئز کننده ایجاد می شود که طبعاً هیچ توریستی حاضر به اقامت در چنین محیطی نخواهد بود. این جلبک ها سم های مضری تولید می کنند که در ماهی و دیگر جانوران دریایی تجمع پیدا کرده و غلظت های زیادی از این سموم سبب مرگ ماهی شده و با مسمومیت صدف ها و ماهی ها مواد سمی دریایی برای انسان تولید می کند. سموم بسیاری از گونه ها برای مثال گونهGonyaulax Cetenlla سموم عصبی بسیار قویی هستند که همراه با حرکت یون سدیم از عرض غشاهای عصبی انسان به سلول تداخل می کنند. این سم نیز می تواند بر روی سیستم تنفسی فرد اثر گذاشته و در عرض بیست دقیقه باعث ایجاد خفگی در فرد شود. از طرف دیگر گروه دیگری از این تاژکداران در انسان باعث ایجاد بیماری اسهال خونی می شوند. 
علت قرمز شدن آب
ماهیگیران در هنگام صید متوجه شدند که ماهی های منطقه دچار مشکل تنفسی شده و برای استفاده از اکسیژن هوا به سطح آب روی می آورند. ماهیگیران نمونه آب زرد را با خود به ساحل آورده و پس از آزمایش نمونه اعلام کردند نوعی تاژکدار که دارای خال های زرد رنگ است به حد وفور در آب دیده شده است. آنها همچنین اظهار کردند که این موجودات پس از مرگ به رنگ قرمز در می آیند. بنابراین علت تغییر رنگ آب، هنگام ظهور این پدیده نیز مشخص گردید که علت قرمز بودن آب این است که این نوع از تاژکداران علاوه بر پیگمان سبز، دارای پیگمان های سرخ هستند و به این جهت رنگ آب را مانند خون می سازند بنابراین، این پیگمان ها در قرمز کردن آب موثر هستند. به همین دلیل به آنها گروهPylrohopyta (گیاه دارای بدنه رنگی) می گویند. حقیقت این است که درباره عامل مرگ&nbsp; ماهی ها هنگام پدیدار شدن کشنده های قرمز که تاکنون مشخص شده است، وجود سه عامل قطعی به نظر می رسد: 
1- سم حاصله از این تاژکداران. 
2- مسدود شدن مجاری تنفسی یا برانش (آبشش) ماهی به وسیله این موجودات و ایجاد خفقان. 
3- کمبود شدید اکسیژن آب به علت مصرف آن در مرحله&nbsp; پوسیدگی آنها. 
طوفان مهمترین عاملRedtide
صدمات و خسارات ناشی از بروز کشنده قرمز در زمینه های توریستی، ماهیگیری و سایر فعالیت های تولید؛ و حتی مرگ و میر بسیاری از انسان ها موجب گردید که نسبت به علل پیدایش این پدیده، مطالعات و تحقیقات وسیعی به عمل آید. در سال1972 کارشناسان آزمایشگاه دریایی موت mote واقع در ساحل غربی فلوریدا به موفقیت هایی در این زمینه نایل آمدند. تحقیقات انجام شده نشان داد که افزایش حرارت، تقلیل میزان نمک و افزایش مواد غذایی آب به خصوص ویتامین B12 از عوامل موثر در ایجاد محیط مناسب برای رشد سریع تاژکداران می باشند. ویتامینB12 که حاصل فعالیت باکتری ها در محیط پوشیده و از گیاه مناطق مردابی است پس از بارندگی های شدید به مقدار زیاد به دریا شسته می شود. ریزش باران از طرفی موجب کم شدن نمک آب می گردد و به این ترتیب محیط مناسبی برای رشد تاژکداران به وجود می آید. 
مهمترین عامل"Redtide" (قرمز شدن آب) می تواند عامل طوفان باشد. طوفان و ایجاد موج های طوفانی، خود خسارات سنگین وارد کرده و باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم می شود. از طرف دیگر طوفان با ایجاد و حمل مواد به داخل آب از یک طرف و از طرف دیگر جریاناتLougmri باعث به هم ریختگی زون سطحی می شود و باعث فراونی یک دفعه وbloom داینوفلاژله ها می شود. (M.Grant 1987). 
این عوامل باعث می شود" دافلاژله ها"- که دارای قدرت تولید مثل سریع و اجتماع زیاد در پهنه دریا هستند - به صورت آب قرمز، سرخ، شیری، زرد یا امواج سمی (Poisonous) در سواحل دریاها آشکار گردند. که به طور فصلی تلفات سنگینی به انسان وارد می کند. این موجودات میکروسکوپی اگر تعدادشان ناچیز باشد بی خطرند ولی هنگامی که تعدادشان به میلیون ها فرد در یک لیتر آب برسد بسیار خطرناک می شوند و موجب مرگ و میر فراوانی می گردند. در حال حاضر خطر ناشی از "داینوفلاژله" بیشتر متوجه کشورهایی است که به عرض جغرافیایی پایین و مجاور دریا قرار دارند؛ زیرا تحقیقات نشان داده است که تنوع فراوانی داینوفلاژله ها در این عرض از نواحی دیگر بیشتر بوده و هر سال تلفات زیادی را به ساکنان این نواحی وارد می کند. عواملی چون طوفان، زلزله، ریزش شدید باران باعث این پدیده می شوند.{(2002).Mudei}. و مساله جالبتر این است که طوفان بر روی وزغ و ملخ و شپشک و فراوانی یک دفعه آنها اثر بسیار جالبی دارد. وقوع طوفان با ایجاد جریان های آب و باد باعث افزایش املاح و رطوبت در ناحیه می گردد که می تواند به تخمگذاری و مهاجرت ملخ ها کمک فراوانی بکند. از طرف دیگر ایجاد استرس محیطی مثل طوفان می تواند روی وزغ ها تاثیر گذاشته و آنها را از پناهگاه های خود خارج کند. به هر حال رابطه جالبی بین طوفان و فراوانی وزغ و شپشک و ملخ وجود دارد که از حوصله این بحث خارج است. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قران وگیاه شناسی</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وگیاه-شناسی</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وگیاه-شناسی</guid>

<description><![CDATA[



اعجاز قرآن در گیاهان
قرآن و زوجیت گیاهان:قرآن به اینکه گیاهان به صورت نر و ماده هستند اشاره می کند.&laquo;و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی&raquo; طه 53&laquo;واز آسمان آبی فرو فرستادیم و بوسیلة آن جفت هایی از گیاهان گوناگون رویاندیم&raquo;در سال 1731میلادی، دانشمند سوئدی &laquo;کارل لینه&raquo; نظریه خود را مبنی بر وجود زوجیت در بین گیاهان اعلام کرد که تعجب بسیاری را برانگیخت. بعد از مدتی، کتاب وی از طرف کلیسا مورد نهی شدید قرار گرفت. به هرحال دیری &zwnj;نپایید که این نظریه، مورد قبول و تایید مجامع علمی قرار گرفت و هم اکنون همه آن را پذیرفته&zwnj;اند. با آنکه همه می&zwnj;دانیم، قرآن یک کتاب علمی نیست که هدف از آن تبیین علوم مختلف باشد، ولی در راستای تأمین اصلی&zwnj;ترین هدف خود، یعنی هدایت انسانها، در مواردی نکاتی را یاد&zwnj;آور شده است که حکایت از عظمت منبع وحی و اعجاز قرآن کریم دارد.



اشاره ی قرآن به وجود کلروفیل

وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلکم لایات لقوم یومنون." (انعام/99)
&nbsp;
&laquo; و این اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم&raquo;.
یکی از جنبه های اعجازگر کتاب آسمانی قرآن، تبیین حقایقی است که در زمان نزول آن برای اهل علم مکشوف نبوده و&nbsp; پیشرفت های علمی در قرون و اعصار سپس تر، بر درستی آن صحه گذارده است.
یکی از این نمونه های اعجاز علمی قرآن، وجود ماده سبز گیاهی است. توضیح اینکه در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی &laquo;ماده سبز گیاهی و سبزینه&raquo; است که معادل آن در عربی &laquo;خـَضِـر&raquo; است (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشید را جذب می کند&nbsp; و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قران وزمین شناسی</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وزمین-شناسی</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وزمین-شناسی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
اشاره ی قرآن به لایه لایه بودن زمین و جدایی قاره ها
لایه لایه بودن زمین&nbsp;
وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ﴿۱۲﴾&nbsp;&nbsp;
سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت] (۱۲)&nbsp;&nbsp;&nbsp;سوره ی طارق&nbsp;

&nbsp;
بنا به اشاره ی دقیق قرآن کریم زمین شکافدار(لایه لایه) است و این لایه ها در داخل زمین حرکت می کنند و هرگاه دو لایه به هم برخورد کنند زلزله آتشفشان کوه در مناطق اقیانوسی جزایر را بوجود می آرند.&nbsp;&nbsp;
در سالهای ۱۹۴۵-۱۹۴۶ عده ای از دانشمندان برای مطالعه به اعماق زمین رفتن که به این حقیقت&nbsp; پی بردند در حالی که قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش از این موضوع پرده برداشت.
همچنین دانشمندان کشف کردند اگر زمین شکافدار نبود حرارت سطح زمین به قدی داغ می شده که امکان ادامه ی زندگی برای موجودات زنده نبود.&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;
اعجاز قرآن در جدایی قاره ها
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
قرآن کریم در آیات 30 و 31 سورهء نازعات می&zwnj;گوید:
]وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا[
&laquo;و زمین را بعد از خلقت آسمان بگسترانید و از آن آب و گیاه پدید آورد&raquo;
آیهء کریمهء فوق، به وضاحت می&zwnj;رساند که زمین از آغاز امر خلقت به شکل کنونی خود نبوده، بلکه مدت زمان طولانیی بر آن گذشته است که خدای عزّوجلّ آن را در طی این مدت هموار و آمادهء بهره&zwnj;برداری ساخته است.
آیهء کریمه به طوری شگفت&zwnj;انگیز با جدیدترین اکتشافات علمی تفسیر می&zwnj;شود، چه تازه&zwnj;ترین ره&zwnj;آوردهای علم جدید با این آیهء مبارکه انطباق کامل دارند. این ره&zwnj;آورد جدید علم، همانا &laquo;تئوری دورشدن قاره&zwnj;ها از یکدیگر&raquo; یا &laquo;Theory Of Drifting Contionents&raquo; می&zwnj;باشد. خلاصهء آنچه را که این تئوری مطرح ساخته، عبارت از این است که قاره&zwnj;های کرهء زمین در زمانی از زمانها اجزای به هم چسبیدهء یکدیگر بوده اند و سپس آرام آرام به پارچه&zwnj;شدن و دورگردیدن از همدیگر آغاز نموده و به این ترتیب تدریجاً قاره&zwnj;های جداگانه&zwnj;یی را که دریاها و اقیانوس&zwnj;های بزرگ در میان آنها حایل گردیده است، تشکیل داده&zwnj;اند. این نظریّه برای اولین بار در سال 1915م و درست در هنگامی مطرح گردید که متخصص و کارشناس مشهور علم &laquo;طبقات الارض&raquo; استاد &laquo;فرید واگنر&raquo; آلمانی چنین اعلام نمود: &laquo;اگر ماتمام قاره&zwnj;ها را به همدیگر نزدیک گردانیم، این قاره&zwnj;ها طوری با هم متصل و پیوسته می&zwnj;گردند که یک پیکر واحد و همسان را تشکیل می&zwnj;دهند، بی آنکه در میان آنها کمترین فاصله و یا شکاف ناهمگونی قرارداشته باشد. درست همانگونه که در بازیهای معما گونهء موسوم به &laquo;Jigsawpazzle&raquo; رونما می&zwnj;گردد&raquo;.
شواهد و قراین زیاد علمیی وجود دارد که به تئوری دانشمند آلمانی فوق الذکر قوت و قطعیت می&zwnj;بخشد. از جملهء این شواهد وجود کوه&zwnj;های همانند و یکسان در سواحل دریاهای مختلف است، کوه&zwnj;های که عمر زمینی آنها نیز یکی می&zwnj;باشد. نشانهء دیگر عبارت از وجود حیوانات، نباتات و ماهیهای همانند و هم خانواده در این سواحل دور از همدیگر است. البته همین مشاهدات است که دانشمند مشهورعلم نباتات پرفسور &laquo;رونالدگود&raquo; را وا داشته تا در کتاب &laquo;جغرافیای گل&zwnj;های نباتی&raquo; &laquo;Geography Flowering Plants&raquo; چنین بگوید : &laquo;دانشمندان علم نباتات به اتفاق تئوریی را که می&zwnj;گوید: بخش&zwnj;های مختلفهء زمین روزگاری به یکدیگر پیوسته بوده&zwnj;اند، پذیرفته&zwnj;اند چه بدون پذیرش این تئوری، تفسیر پدیدهء&zwnj; وجود نباتات همانند در قاره&zwnj;های مختلف نیز ناممکن می&zwnj;شود&raquo;.
شواهد علمی فوق به تنهایی کافی بود تا تئوری &laquo;پیوستگی قاره&zwnj;ها&raquo; را قطعی سازد، اما بعد از اکتشافات علم جاذبهء فسیلی &laquo;Fossil Magnetism&raquo; دیگر هیچ جای تردید و درنگی در مورد علمی &zwnj;بودن تئوری فوق الذکر باقی نماند؛ زیرا دانشمندان فوسیل&zwnj;شناس بعد از بررسی فوسیل&zwnj;ها و سنگواره&zwnj;های مختلف، این توانمندی را پیدا کردند تا موقعیت هر سرزمینی را که در آن اشیا و اجسام به سنگواره&zwnj;های فوسیلی تبدیل&zwnj;شده اند، مشخص گردانند. چنانکه بررسیهای علم فوسیل شناسی با قوانین &laquo;جاذبیت زمینی&raquo; نیز مورد تأیید قرار گرفته است؛ قوانینی که اثبات می&zwnj;کند بخش&zwnj;ها و قاره&zwnj;های مختلف زمین در روزگاران بسیار دور، نه در مکانهای فعلی خود بلکه درست در مکانهایی قرار داشته اند که تئوری &laquo;دورشدن قاره&zwnj;ها از همدیگر&raquo; آنها را مشخص گردانیده است.
&nbsp;پروفسور &laquo;بلاکیت&raquo;&nbsp; استاد علوم طبیعی در فاکولتهء سلطنتی لندن در این رابطه می&zwnj;گوید:
&laquo;بررسی سنگ&zwnj;هایی در کشور هند نشان می&zwnj;دهد که این سنگها در حدود هفتاد میلیون سال قبل، در جنوب خطّ استوا قرار داشته اند. به همین ترتیب، بررسی کوه&zwnj;های جنوب افریقا نشاندهندهء این حقیقت است که قارهء افریقا، سیصد میلیون سال قبل، از قطب جنوب جدا شده است&raquo;.
بلی عزیزان! باید گفت که آیهء (31 ) سورهء مبارکهء نازعات که محور بحث این حلقهء ماست، در توصیف تطوّر تکاملی زمین، واژهء &laquo;دحو&raquo; را به کار گرفته است که معنی آن هموارکردن و پراکنده ساختن است. چنانکه اعراب می&zwnj;گویند: &laquo;دَحَا الْمَطَرُ اَلْحصی ـ باران سنگریزه&zwnj;ها را هموار و پراکنده ساخت&raquo;. و این البته عین همان مفهوم انگلیسی &laquo;Drift&raquo; را می&zwnj;رساند که در امر تعبیر از تئوری جدید جغرافیایی فوق، به کار گرفته شده است.

دوشنبه 18 بهمن&zwnj;ماه سال 1389
توسط: رامین
نظرات (0) 
چاپ
&nbsp;


تشکیل شدن جو زمین و زمین از هفت لایه


اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا ﴿۱۲﴾ 
&nbsp;
"خـدا آن است که هـفـت&nbsp;آسمان را آفـریـد و از زمـیـن نـیـز چیزی مانـنـد آنهـا".طلاق 12 همانطور که قـرآن مطرح کرده زمین در واقع از 7 قشر (7 لایه) تشکیل می شود:
&nbsp;&nbsp;

&nbsp;
1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد. 2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است. 3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است. 4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیم تقریباً 3800 درجه گرم است. 5ـــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد. 6ـــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود. دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است. 7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد.





پنج&zwnj;شنبه 27 آبان&zwnj;ماه سال 1389
توسط: رامین
نظرات (0) 
چاپ
&nbsp;


زمین شناسی در قرآن کریم بخش ۲


&nbsp;
دور بردن زمین و درآوردن آب و گیاه آن
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا ﴿۳۰﴾ 
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا ﴿۳۱﴾ 
سوره ۷۹: النازعات - جزء ۳۰
&laquo; و زمین را پس از آن ضمن چرخش دور برد. آب و گیاهِ آن را هر دو از خود آن&nbsp; درآورد&raquo;.&nbsp; 
نکات آیه:
1ـــ&nbsp; زمین ضمن چرخش دور برده شدهاست:
در آیات پیش از این آیات می گوید: &laquo;اَ اَنـْـتـُمْ اَشَـدُّ خـَلْـقـاً اَمِ السَّـماءُ بَـنـیـها ــ رَفـَعَ سَـمْکَـهـا فـَسَـوّیـهـا&raquo;!
&laquo;آیا آفـرینش شـمـا مـشکـل تر است یا ساختن مـنـظومـه شمسی؟ که نواحی و جوانب آنرا بهم آورده غلظت آنرا بالا برد&nbsp; و آنرا ساخت&raquo;. راجع به این آیات در آغاز مـنـظـومه شمسی صحبت شد. پـس از آن، آیات مزبور مطرح می کند کـه:زمـین را ضمن چرخاندن (غـلـتاندن) دور برده است. این موضوع نیز در مطالب مربوط به منظومه شـمـسی دیـدیـم کـه در ابـتـدا سیارات در کنار خورشید درست شدند و بعد فاصله گرفـتند. موضوع جدید در آیه چـرخـش زمـیـن است
.
2ـــ آب و گیاه زمین از خود آن در آورده شده است:
آب موجود روی زمین گاز و بخاری بوده کهبا آتـشـفـشـانـهـای اولیه زمین از درون آن درآمده و به جو رفته و بعد باریدن گرفته. گیاهان نیز ناشی از وجود دی اکسید کربن بوده که ضمن فعالیت آتشفشانها از درون زمین درآمده بوده است.
بارشهای سنگین اولیه و شقه شقه شدن زمین
أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ﴿۲۵﴾ 
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿۲۶﴾ 
سوره ۸۰: عبس - جزء ۳۰
&laquo; و اینکه ما آبها را ریختیم ریختنی ــ بعـدها خشکی را شـقـه کردیم شـقـه کردنی&raquo;!
نکات آیه:
1ــ آبهای روی زمین در حجم زیادی ریخته شده است: آبهای موجود روی زمین در ابتدا در درون زمین بوده، بعد بـصـورت بخار با آتـشـفـشـانها همراه با دود و گرما و گاز از زمین خارج شده و در جو جا گرفته و ابرها را تشکیل داده. بعد با سرد شـدن و بـه نـقـطـه بـارش رسـیـدن جـو بـارانـهـای سنگین باریده، طوریکه قـرآن بـجـای واژه بـاریـدن از واژه ریخـتـناستفاده کرده و با مـفـعـول مـطلق &laquo;صَـبّـاً&raquo; نیز روی ریختنِ آن&nbsp; تأکـیـد کرده که به معنی: "سیل آسا ریختن آن" میشود.
2ــ خشکی شقه شقه شده است: خشکیهای زمین در ابتدا یکی بود (یک خشکی بوده)، بعدها شـقـه شـقـه شده است.

خـشـکـی هـا از هم دور شـده
وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیْءٍ مَّوْزُونٍ ﴿۱۹﴾ 
و زمین را گسترانیدیم و در آن کوههاى استوار افکندیم و از هر چیز سنجیده&rlm;اى در آن رویانیدیم (۱۹)
سوره ۱۵: الحجر - جزء ۱۴
خشکیهای زمین پس از شقه شقه شدن رفته رفته از هم دور شده اند. در ابـتـدا انـسـان مـتـوجه انطباق خشکیها به هم شد&nbsp; و پس از بررسیآن نتایج زیر بدست آمد:
ـــــ سـنگـهای نواحی غربی اروپا و آفریقا با سنگهای نواحی شرقی آمریکا هم عمر و هم نوع بودند. و نـتـیجه این می شود که این دو نقـطه زمانی پیش هم بوده اند.
ـــــ مواد و عـناصری که در حفاری در نقطه ای در غرب قاره آفریقا پیدا و بررسی شـد، بامواد و عناصری که در نـقطه معادل آن در شرق قاره&nbsp; آمـریکا پیدا شد یکسان بود. و نتیجه این می شود که این دو نـقـطـه زمـانی در یک جـا و کـنار هم بوده اند.
ـــــ باتصویر بـرداری نمـودن از اعـماق اقـیـانـوس اطـلـس ی
که خط سراسری در وسط اقیانوس کشف شـد که مـواد مـذاب درون زمین را بیرون میریزد و اقیانوس را به دو قسمت تقسیم میکند و طرفـین خود را از هم دور می کند.
زمـیـن شـقـه شـقـه است
وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ ﴿۱۱﴾ 
وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ﴿۱۲﴾ 
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿۱۳﴾ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿۱۴﴾
&laquo; سوگند به جوِ برگشت دهنده ــ و به زمینِ شقه شقه ــ که این قرآن گفتار جدا جدا است نه اینکه چیز بیهـوده ای&nbsp; باشد&raquo;!
نکات آیه: 1ــ جو بازگشتدهنده است. 2ـــ زمین شـقـه شـقـه است.
1ــ جو بازگشت دهنده است:
جـو مـوارد مـضـر را از آمـدن بـه زمـیـن مـنع می کـند و آنها را به فضا برگشت می دهد، و موارد مفـیدی که از زمین بالامی روند را به زمین برگشت می دهد یا در جو نگه می دارند. (در بخش جو راجع به این مسائل صحبت شده است).
2ـــ زمین شـقـه شـقـه است:

سطح زمین در واقع شقه شقه است. سطح زمین در مجموع از 10 تا شقه های کوچک و بزرگ تشکیل شده است. محل تـماس لایه ها عـمـدتـاً در سـطح اقـیـانـوس هـا و برخی از دریـاهـا است و هـزاران کـیلومتر طول دارند. ازشکاف میان آنها مـواد مـذاب بیرون می ریزد که از ضروریات زنده نگه داشتن زمین و مـنـاسب نـمـودن و مـناسب نگـهـداشتن آن بـرای زنـدگـی است. طوریکه اگر نمی بـودند زمین از همان آغاز سرد شدن قـشر خود منفجر می شد، و یا اصلاً حیاتی روی آن پا نمی گرفت.
سنگینی مواد درون زمین
إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿۱﴾ 
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿۲﴾ 
سوره ۹۹: الزلزلة - جزء ۳۰
&laquo;آنگاه که زمین لرزش خود را بلرزد ــ و آنگاه که زمین سنگینی های خود را بیرون بیاورد&raquo;.
نکته آیه: مواد درون زمین سنگین است:

هرچه از سطح زمین رو به عمق برویم مواد درون زمین سنگین تر است. یکی بدلیل اینکه نسبت عناصر سنگین تر (مانند آهن) نسبت به عناصر سبک تر بیشتر می شود، و دیگری بدلیل فشار وزن مواد بالای آن. چنانکه هنگامی که چند گونی خاکرا روی هم می چینیم، گونی دومی که زیر فشار گونی اولی است فشرده تر است. یعنی مثلا اندازه یک سانتیمتر مکعب خاک در گونی دومی بیش از اندازه یک سانتیمتر خاک در گونی اولی است و در نتیجه سنگین تر است. و یک سانتیمتر مکعب خاک در گونی سومی که زیر فشار دو گونی بالاتر از خود است از گونی دومی بازهم بیشتر تر است و در نتیجه سنگین تر است، و همینطور که رو به پائین برویم گونیها فشرده تر می شوند. و به این ترتیب موادی که آتش فشان از اعماق زمین بیرون می ریزد مواد سنگین هستند.
خطوط دفاعی آسمان
وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ ﴿۱۶﴾ 
وَحَفِظْنَاهَا مِن کُلِّ شَیْطَانٍ رَّجِیمٍ ﴿۱۷﴾ 
إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِینٌ ﴿۱۸﴾ 
الججر ١٦-١٨
&laquo;در آسمان خطوط دفاعی درست کردیم و آنرا برای بینندگان زیبا نمودیم. و آنرا از دخول هر شیطانِ شلیک شده ای حفظ نمودیم. و آنی که از روزنه ای وارد بشود به شهاب دیدنی تبدیل میشود&raquo;.
&laquo;بُرُوجْ&raquo; جمع بُرْجْ است. بُرج در اصل بمعنی: رفاه و برخورداری چشمگیر است. بعد بطور ضمنی و تلویحی به: قلعه، بارو و کاخِ بیش از یک طبقه اطلاق شده است. و بعد بنابر کارکرد قلعه و بارو در نبردها، بطور ضمنی وتلویحی به: "استحکامات و خط دفاعی" برج اطلاق شده، و در آیه به این معنی بکار گرفته شده است.
شیطان صفت است و به هر چیزی که برای زندگی تهدید دارد اطلاق می شود. در آیه به: طوفانهای خطرناک خورشیدی اطلاق شده که انفجارات خورشیدی آنها را شلیک می کند.
و &laquo;استراقسمع&raquo; بمعنی: دزدکی گوش دادن، و از لابلای روزنه ای نفوذ کردن است.
نکات آیات: 1ـــ آسمان خطوط دفاعی دارد. 2ــ آنچه از روزنه ای (از میان خطوطدفاعی) می تواند وارد آسمان بشود به شهاب دیدنی تبدیل می شود. 3ــ آسمانِ برای بینندگان زیبا کرده شده است.
1ـــ آسمان خطوط دفاعی دارد:

نیروی مغناطیسی زمین، دور زمین کمربندهای مغناطیسی به شکلی که در تصویر می بینیم درست می کند، که دامنه آنها تا آسمان کشیده می شود. انفجارهای سطح خورشید پیوسته توده های خطرناک گازی را در فضا شلیک میکنند، که بصورت جریانهای باد و طوفان بطرف زمین می آیند. این بادها وقتی به زمین می رسند توسط این کمربندهای مغناطیسی دور زمین به شکلی که در تصویر می بینیم به اطراف زمین منحرف کرده می شوند. و به این شکل این کمربندها به مثابه استحکامات و خطوط دفاعیِ آسمان عمل می کنند.
3ــ آنچه از روزنه ای (از میان خطوط دفاعی) می تواند وارد آسمان بشود به شهاب دیدنی تبدیل می شود:
بخش ناچیزی از طوفانهای خورشیدی که به اطراف زمین منحرف می شوند، در نواحی قطبی که کمربندهای مغناطیسی ندارد یا ضعیف است موفق می شوند که به درون جو نفوذ کنند. وقتی وارد می شود انرژی الکتریکی تولید می کند و درجاهائی که گازها متراکم تر هستند به درخشش تبدیل می شود و انسان آنرا به شکلی که در تصویر می بینیم می بیند. قرآن آنرا شهاب نامیده است. (شهاب به: درخششهای شعله گونه، آتش ساطع، پاره آتش، و مواردی از این قبیل اطلاق می شود).

3ــ آسمانِ ما برای بینندگان زیبا کرده شده:
آسمانی که ما می بینیم، چنانکه قرآن گفته: برای بینندگان (یعنی برای ساکنین زمین) زیبا کرده شده. زیبائی آن ناشی از بازتاب نور خورشید توسط عناصر جو است که پس از شکل گیری جو به شکل کنونی خود صورت گرفته است، و پیش از آن چنین نبوده است. نورخورشید از امواج نور زیادی تشکیل می شود که هر کدام رنگ خود را دارد، وقتی با ذرات غبار و بخار برخورد می کند، نور آبیِ آن بیش از بقیه نورها پخش می شود و به آسمان رنگ آبی می دهد.
و در سوره ق آیه 6 می خوانیم: آیا به آسمان بالای خود نگاه نمی کنند ببینند چگونه آن را ساختیم و آن را زیبا نمودیم و هیچ سوراخ و شکافی&nbsp; ندارد. (أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ). معنی سوراخ و شکاف نداشتن آسمان اینست که اگر سوراخ و شکافی می داشت، پشت آن دیده می شد. و این به این معنی است که پشت این آسمانِ آبی که می بینیم چیز دیگریهم هست که با آن فرق می کند. واقعیت هم همین است:

&nbsp;
وقتی از آسمان (یعنی از محدوده جو) خارج بشویم می بینیم که پشت آسمان که آن را زیبا می بینیم فضای سیاه وجود دارد. این تصویر از بیرون از آسمان (یعنی بیرون از محدوده جو) و در روز گرفته شده. چنانکه می بینیم پشت آسمان فضا است ورنگ آن نیز سیاه است.
به زیر رفتن زمین در دریا
أَفَأَمِنتُمْ أَن یَخْسِفَ بِکُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَکُمْ وَکِیلًا ﴿۶۸﴾ 
&laquo; آیا خیالتان راحت است از اینکه کـنار خشکی را به زیر نخواهـد کشید&raquo;؟
&nbsp;الإسراء 
نکـتـه آیـه: امکان به زیر رفتن کنار خشکی امری منتفی نیست:
اینکه آیه بزیر رفتن کنار خشکیرا امری غیر ممکن نمی داند و توجه انـسان را به آن جلب می دهد، به این معنی است که در آنجا اتفاقی یآ اتفاقاتی می افتد که احتمال و ا
مکان به زیر رفـتن کنار خشکی را مـنـتـفی نمی کند.
دریاها در واقع روی قـشر اقیانوسی زمین قرار دارند و قشر اقیانوسی زمین نیز بشکلی که در تصویر می بینیم زیر قشر قاره ای می رود. و در وضـعـیـتی که امکان رو به پائـیـن چرخیدن بخـش مـربـوط به خـشـکـی قـارهای (کـه در نـزدیـکـی خـشکی است) وجود دارد.
&nbsp;
زمین نشست می کند و از آسمان اجرام بزرگ آسمانی می افتد
أَفَلَمْ یَرَوْا إِلَى مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِّکُلِّ عَبْدٍ مُّنِیبٍ ﴿۹﴾
&laquo;آیا نمی توانند وضعیت حال و گذشته زمین و فضا را ببینند و بدانند که اگر ما بخواهیم میتوانیم زمین را زیر آنها پائین بکشیم یا اجسام بزرگ را از فضا روی آنها بیندازیم&raquo;؟
سوره ۳۴: سبأ - جزء ۲۲
نکات آیه: 1ـــ مواردی از پائین رفتن زمین برای دیدن وجود دارد. 2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمین وجود دارد.
1ـــ مواردی از پائین رفتن زمین برای دیدن وجود دارد:
اینجا نقطه و نمونه ای از فرونشستن زمین است.
2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمین وجود دارد:
در فـضـای دور و نـزدیـک ما اجسام کوچک و بـزرگ زیـاد وجـود دارد. پاره های کوچک وقـتی بطرف زمین می آیند جو زمین آنها را می سوزاند و پودر می کند. ولی بزرگ آنها گـاه گـاهـی بـطرف زمین میآیند. حفره ای که در تصویر می بینیم مربوط به سقوط سنگ آسمانی در استرالیا است. (بزرگترین حـفـره ای که تا کنون انسان آنرا پیدا کرده است در آریزونا است و 1300 متر قطر دارد. یعنی به وسعت یک دهکده است)



دوشنبه 24 آبان&zwnj;ماه سال 1389
توسط: رامین
نظرات (2) 
چاپ
&nbsp;
بحث شیرین زمین شناسی در قرآن کریم
&nbsp;گردش زمین
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهَارِ وَیُکَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّیْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ ﴿۵﴾ &laquo;او زمین و سیارات منظومه شمسی را هر کدام بجا و بمورد آفرید. شب را بر روز می پیچاند در حالیکه روز را بر شب می پیچاند. و خورشید و ماه را مناسب نمود.هـمه آنها تا زمان مشخصی در حرکت هستند&raquo;.سوره ی زمر آیه ی 5
نکـتـه آیه:&nbsp;سیارات، زمین، خورشید و ماه تا زمان تعیین شده ای در حرکت خواهند بود:

عـلـم نـجـوم عـصـر پیامبر می گفـت: زمین ثابت و مرکز جهـان است. ایـن تـئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. در آن تئوری (یعنی وقتی زمین ثابت و مرکز جهان باشد و خورشید و سیارات بدور زمین بچرخند)،&nbsp; ما می بایست سیاره زهره راهمیشه به شکلی که در تصویر سمت چپ می بینیم، بصورت هلالهای ماه ببینیم. ولی وقتی انسان تلسکوپ بکار گرفت دید که سیاره زهره به شکل ماه کامل (ماه شب چهارده) پیدا است (تصویر سمت راست). نتیجه این شد که زهره می بایست به آن طرف خورشید رفته باشد و آن طرف خورشید باشد تا بتواند به این شکل نور خورشید را بازتاب بدهد. و نتیجه این شد که زهره در واقع دور خورشید می گردد نه به دور زمین. و از اینجا بود که انسان نتیجه گرفت که خورشید در مرکز است و سیارات به دور آن می گردند.
از آنجا که مسلمانان معمولاً چیزهای خارجی را دوست دارند و می پسندند، دنبال اندیشه های علمی آن دوران رفته بوده اند و مانند بقیه نوشته اند که زمین به دورخورشید می گردد، در حالیکه آیه خیلی صریح و واضح پس از اینکه از سیارات و زمین و ماه و خورشید صحبت می کند می گوید: همه آنها (یعنی هر یک از سیارات و زمین و خورشید و ماه) تا زمان تعیین شده ای در جریان هستند (یعنی حرکت می کنند). یکی از حرکتهای خورشید حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت 900000 کـیـلـومتر در ساعت است، که 225 میلیون سـال طـول می کشد تا آن را طی کند. و حرکت ماه نیز اینست که&nbsp; بدور زمین در حرکت است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قران وجهان شناسی</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وجهان-شناسی</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قران-وجهان-شناسی</guid>

<description><![CDATA[
معجزات علمی قرآن در کیهان شناسی


عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگبنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است! نسبت عمر دنیا به عمر زمین: سوره ی 50 (ق): آیه ی 38: \"ما آسمان ها وزمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به مانرسید\" سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9: \"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را دردو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیاناست!\" امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سالپیش بینی می کنند. این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شدهاست . کهکشان راه شیریدر قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیادر شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است) .اگر این موضوع را با شواهدعینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود! عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم کنید. جواب 3 بدست می آید. اینبدان معناست که علم امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا 3 برابر عمر زمیناست! سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی: سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3: \"سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره یثاقب است!\" در عربی \"ثقب\" به معنای چاله و \"ثاقب\" به معنای چیزی است کهچاله را ایجاد می کند. نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره هاینوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواجرادیویی (پالس ها) رصد می شوند.امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسدکه کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده). باور ندارید؟ گوش کنید! قرآن درآسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند). کلامواضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد! بیگ بنگ &ndash; بیگ کرانچ و انبساطدنیا: سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37: \"آسمان ها روزی دوباره شکاف برمیدارند و مانند گل سرخی باز می شوند

]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قرآن و باران</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/قرآن-و-باران</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/قرآن-و-باران</guid>

<description><![CDATA[
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاء وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَاء یَکَادُ سَنَا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ
&laquo;آیا ندیدی که خداوند ابری را به آرامی می راند. سپس میان(قطعات) آن پیوند می دهد سپس آن را متراکم می سازد. پس باران را می بینی که از لابلای آن بیرون می آید و نیز از آسمان از کوههای ابر یخ زده که در آن هست برف و تگرگ فرو می ریزد. پس به سبب آن به قومی که بخواهد زیان می رساند و آن را از قومی که بخواهد بر می گرداند. نزدیک است روشنی برقش چشم ها را از بین ببرد&raquo;.

طی مطالعه ای که دانشمندان روی ابرها انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که ابرهای باران زا با طی سلسله مراحل خاص و به شیوه ای مشخص، تشکیل می شوند و شکل گیری و ایجاد ابرهای باران زا نیاز به انواع خاصی باد و ابر دارد. یکی از انواع ابرهای باران زا که معمولاً با رعد و برق همراه است کومولونیمبوس[1]&nbsp; &nbsp;است. هواشناسان در مورد تشکیل ابر کومولونیمبوس مطالعه کرده اند تا نحوه تولید و ایجاد باران، تگرگ، برق (نور) را بیابند. یافته ها نشان می دهد که کومولونیمبوس طی مراحل زیر باران ایجاد می کند. 
ـ حرکت ابرها: ابتدا ابرها با نیروی باد به حرکت در می آیند، قطعه های پراکنده و کوچک که کومولوس نام دارند با نیروی باد به یکدیگر فشرده شده و در یک منطقه تجمع می یابند و ابرهای کومولونیموس را می سازند.
&nbsp;

2- اتصال: ابرهای کوچکتر به یکدیگر متصل و ابرهای بزرگتر را تشکیل می دهند.

3ـ تراکم و انبوه شدن: وقتی ابرهای کوچکتر به هم می پیوندند و ابرهای بزرگتر را می سازند در ابرهای بزرگ حرکت و رشد عمودی به سمت بالا صورت گرفته که این پدیده در مرکز ابرها بیشتر از لبه ها و کناره های آن رخ می دهد و بعد از این رشد رو به بالا موجب کشیده شدن توده ابر به بالا و رسیدن به ناحیه سردتر اتمسفر (جو) که محل تشکیل قطره های آب و تگرگ است می شود. و قطره های آب و تگرگ، بزرگتر و سنگین تر شده و حرکت رو به بالای آنها متوقف می شود و به صورت قطره های باران و تگرگ فرود میآیند.
هواشناسان تنها در دهه های اخیر با کمک وسایل پیشرفته مانند هواپیما، ماهواره، کامپیوتر، بالون و ...... به مطالعه بادها، جهت آنها و اندازه گیری رطوبت، تغییرات آن رطوبت، تعیین سطح فشار اتمسفر، تغییرات آن پرداخته و به جزئیات شکل گیری ابرها و ساختمان و نحوه عمل ابرها پی برده اند.
ابرهای کومولونیمبوس نام نوعی از &nbsp;ابرها است که بلند و متراکم می&zwnj;باشد و همرا با صاعقه بوده و قبل از طوفان ظاهر می&zwnj;گردند. این ابرها از توده&zwnj;های بزرگ و انبوه ابر که به شکل برج عظیمی است، تشکیل می&zwnj;گردند. کومولونیمبوس از دو واژه لاتین&nbsp;کومولوس&nbsp;به معنای انباشته و&nbsp;نیمبوس&nbsp;به معنای باران ساخته شده است. این ابرها می&zwnj;توانند به تنهایی، و یا در کنار یک جبهه هوای سرد در آسمان ظاهر شوند.
هواشناسان دریافته اند که ابرهای کومولونیمبوس که حامل تگرگ هستند تا ارتفاع 2000 الی 16000 متر می رسند و شبیه رشته کوههایی می باشند. در کتب هوا شناسی گفته شده همین که تگرگ از قسمت سرد و یخچالی ابر فرو می ریزد یعنی همان جایی که بلورهای یخ در آن تشکیل می شود، ابرها باردار می شوند و قطره های آب با تگرگ به هم برخورد کرده یخ می زنند و باقی مانده گرمای خود را از دست می دهند. سطح تگرگ گرمتر از اطراف خود بلور است. وقتی تگرگ با بلور یخ مجاور و مماس می شود یک پدیده مهم رخ می دهد. کلاً الکترونها همیشه از ناحیه سردتر به نقطه گرمتر حرکت می کند. در همین حال وقتی قطره های خیلی سرد و یخ زده در تماس با یک دانه تگرگ قرار می گیرند همین پدیده رخ می دهد و از این رو تگرگها بار منفی گرفته و قطرات بسیار سرد یخ بار مثبت می گیرند و در برخورد با تگرگ خرد و متلاشی می شوند حال ذرات خرده شده یخ سبکتر شده و به لایه های بالایی ابر صعود می کنند و تگرگ با بار منفی باقی مانده و در لایه های زیرین و بستر ابر قرار می گیرد. بنابراین لایه های زیرین ابر کلاً دارای بار منفی بوده و سپس این بار منفی به صورت برق به زمین تخلیه می گردد. نتیجه می گیریم که تگرگ نقش مهمی در تولید و ایجاد برق دارد.
این اطلاعات در سالهای اخیر بدست آمده است و اصولاً تا سال 1600 بعد از میلاد نظرات ارسطو در هواشناسی&nbsp; مطرح و غالب بوده است، مثلاً او معتقد بود که اتمسفر دارای دو نوع هوا است، هوای مرطوب و هوای خشک و رعد صدای حاصل از برخورد هوای خشک با ابرهای مجاور را می دانست و برق و نور را حاصل از شعله ور شدن و سوختن هوای خشک با شعله ضعیف و نازک تعریف می کرد و اینها عقاید هواشناسی بود که در 1400 سال پیش یعنی زمان نزول قرآن مطرح و غالب بود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اشاره ی قرآن به انبساط جهان</title>
<link>https://olum-qurani.loxblog.com/اشاره-ی-قرآن-به-انبساط-جهان</link>
<guid>https://olum-qurani.loxblog.com/اشاره-ی-قرآن-به-انبساط-جهان</guid>

<description><![CDATA[


ما آسمان را با قدرت خود برافراشتیم و آن را وسعت می دهیم
سوره ی ذاریات آیه 47
کلمه ی آسمان که در این آیه آمده در جاهای مختف قرآن به معنی فضا و جهان است.به عبارت دیگر قرآن آشکار می کند که این جهان انبساط پیدا می کند یعنی بزرگ می شود امروزه علم نیز به این موضوع اشاره نموده است.
تا اوایل قرن بیستم دانشمندان عقیده داشتند که جهان تغیر نمی کند و از زمانی نا معلوم و گذشته ی خیلی دور وجود داشته است.اما مشاهدات&nbsp; نتایج بدست آمده از فناوری مدرن مشخص ساخت که جهان از یک زمان مشخص شروع شده و دائما در حال بزرگ شدن است.
در اوایل قرن بیستم فیزیکدان روسی الکساندر فردرمن و اختر شناس بلژیکی جورج لمتر بصورت نظری محاسبه کردند که جهان دائما در حال حرکت کردن و بزرگ شدن است.این واقعیت در سال 1929 میلادی به وسیله ی اطلاعات قابل مشاهده اثبات شد.ادوین هابل ستاره شناس آمریکایی هنگامی که با تلسکوپ به آسمان نگاه می کرد متوجه شد که ستاره ها و کهکشان ها دائما در حرکتند و از یکدیگر دور می شوند نشان وجود جهانی که در آن همه چیز در حال بزرگشدن است.
مشاهداتی که سالها بعد انجام شد همین نقطه را نیز اثبات می کند این حقیقت زمانی در قرآن بیان شد که هیچ کس به آن آگاه نبود.
ای گروه جن و انس اگر می توانید از کرانه های آسمان و زمین به بیرون رخنه کنیدوپس رخنه کنید هر گز نمی توانید مگر با نیرویی الرحمن 33
همانطوری که در این آیه اشاره می شود برای خروج از سطح زمین و رفتن به خارج از کره ی زمین به نیروی بسیار زیادی نیاز است.سفینه های فضایی نیز انرژی بسیار زیادی برا بر خواستن از سطح زمین و خارج شدن از مدار زمین را نیاز دارند


]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:17:47 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

